close
چت روم
مطالب طنز

پایگاه تفریحی سرگرمی قاصدک

مطالب طنز
امروز شنبه 24 آذر 1397

سری جدید بهترین جملات خنده دار و طنز

جملات طنز

مردمی که بیشتر ورزش میکنند ، بیشتر عمر میکنند ….

اما چند سال بیشتر را در باشگاه عرق میریزند !

.

.

.

جملات طنز

یه پشه مشاهده کردم تو اتاق.رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادم

و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت !

.

.

.

یکی از دوراهی‌های زندگی وقتی‌ است که نمی‌دانید

در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!

.

.

.

جملات طنز

دوست عزیز، در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید !
مچکرم …!

.

.

.

بعضی وقتا شنیدن یه
" بگو ببینم چه مرگته "
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
"عزیزم چی شده"
بیشتر میچسبه….!

.

.

.

فکر کنم خدا وقتی داشت دماغ ما ایرانیا رو می آفرید دکمه Caps Lock رو فشار داده بود…

.

.

.

دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!

.

.

.

دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه… !!

.

.

.

 

برای مشاهده ادامه ی جملات خنده دار و طنز به ادامه مطلب مراجعه نمایید

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

سوتی های جالب ایرانی

 

 

سوتی های جالب ایرانی (طنز و خنده)

یه روز دوستم یه جایی زنگ زد میخواست بگه سلام خسته نباشید یهو گفت الو خلام

* * *

با دامادمون باهم نشسته بودیم که موبایل دامادمون زنگ خورد بهم گفت گوشیو بردار بهش بگو فلانی رفته گوشیشو جا گذاشته ..منم گوشیو برداشتم بعد از گفتگو خواستم بهش بگهم ..بخشید به فلانی بگم کی زنگ زده بود …بهش گفتم بگم مزاحم کی بود؟؟؟

* * *

یه روز داشتم با کامپیوترم کار میکردم و به پسر خالم گفتم که تازگیا ویروسی شده.وقتی مادر بزرگم حرف من را شنید ماسکش را زد به صورتش به سرعت برق از اتاق من رفت بیرون.هنوز هم وقتی این ماجره را با پسر خالم تعریف میکنیم تا یک ساعت میخندیم.

 

* * *

 

من تقریبا دو هفته پیش به رئیس ادارمون زنگ زدم گفتم (آقای مهندس شما تا کی اداره اید که من تشریف بیارم خدمتتون)
وقتی کمی مکث کرد فهمیدم که چی گفتم .

* * *

یادم تازه رانندگی یاد گرفته بودم اومدم ماشین رو بزنم توی کوچه بغل کوچه یک تیر برق بود که بغل ماشین گرفت به تیر برق
بعد ماشینو زدم توی کوچه و از ترس بابا نصف شب بیدار شدم به صورت خاموش ماشین رو هل دادم بیرون بعد دوباره ماشینو از اونور زدم توی کوچه به طوری که بغلش که داغون شده بود اونور باشه
صبح زود با صدای بابام از خواب بیدار شدم که داشت سر و صدا میکرد
منم گفتم نمیدونم
شاید یکی بهتون زده و خدتون خبر ندارین
بعد بابام گوشم رو گرفت و برد بیرون و روی تیر برق رنگ اضافی ماشین رو نشونم داد
این بزرگترین سوتی عمرم بود

* * *

یه بار خونه مامان بزرگم بودیم که خاله و دختر خالمم اومدن بعدا همه رفتن بیرون فقط ما موندیم دختر خالم گفت می خوای ازت عکس بگیرم گفتم باشه….
بعد نشستم روی مبل و ژست گرفتم محدثه (دختر خالم)هی می گفت نه بابا اینجوری نکن،،،چرا اینجوری می خندی،،دستاتو اینجوری بذار خلاصه ۳ ساعت داشتم خودمو درستمی کردم
حالا که ازم عکس گرفت دیدم از اونور گرفته و من اصلا توش نیستم…از شدت عصبانیت داشتم می پوکیدم که دختر خالم روی زمین پخش شده بود و می خندید

* * *

یه روز تو دهنم افتاد بود که دیگه سوتی ندم بعد به رفیقم گفتم بیا دیگه سوتی ندیم گفت از کی گفتم از هر کی

* * *

یه بار امتحان زیست داشتم و اصلا هم لای کتابو باز نکرده بود بخاطر همین تو زنگ تفریح داشتم تندتند از روی کتاب میخوندم که یه سوتی باحال دادم که اونم این بود:
متن این بود که قلب تلمبه ایست ک…. ولی من خوندم قلب قلمبه ایست که!!!!سریع و بلند خونده بودم که یهو دیدم همه با اون استرسی که داشتن زدن زیر خنده…منم بعد از چند دقیقه تجزیه تحلیل تازه فهمیدم چیشده و از هرچی تلمبه و قلمبه بدم اومد!!!

* * *

یادمه کلاس دوم ابتدایی میخواستم معلمو صدا کنم که بلند داد زدم:مامان بزرگ! که بچه ها کلی بهم خندیدن.

* * *

یه روز تو مدرسه یه معلم داشتیم هی با صندلیش بازی میکرد یعنی صندلی شو عقب جلو میکرد.
یه بار داشت درس میداد منم داشتم با بغلیم حرف میزدم.دیدم که فهمید دارم حرف میزنم.
همون موقع داشت با صندلیش بازی میکرد به من گفت آقای عزیز آقای محترم…یهو صندلی چپه شد.با مخ افتاد زمین.ما از خنده نیمکتا رو گاز گرفتیم.

* * *

یه شب با یکی از دوستام رفتیم سوپر مارکت که چی بخرم دوستم زودتر رفت تو من همی که خواستم برم تو گوشیم زنگ خورد وقتی که صحبتم تموم شد رفتم تو سرم پایین بود با صدای نسبتا بلند گفتم سلام حاجی.
چشمتون روز بد نبینه تا سرمو کردم بالا از خجالت اب شدم فروشند مرد نبود یه زن با دوتا دختربود خیلی خجالت کشیدم اونها هم با تعجب داشتن نگام میکردن بدش سریع رفتم بیرون.

* * *

من تو موسسه حسابرسی کار میکنم
یه روز به یه مدیر عامل زنگ زدم که تعداد کارکنان موقت و دائمشو بپرسم.
زنگ که زدم زبونم نچرخید گفتم تعداد کارمنای دالم و ملقتتون چند نفره.
یارو پشت تلفن داشت قه قه ازم میخندید.

* * *

یه روز مامانم ازم خواست برم مغازه چند تا چیز بخرم شلوارمو عوض کردم و سوار موتور شدم و رفتم بعد از کلی این مغازه و اون مغازه رفتن, بر گشتم خونه شلوارمو عوض کردم دیدم شلوارم کامل پاره است و حواسم نبوده !!!!!!! بعد از اون تا یه هفته از خونه نرفتم بیرون

* * *

یه روز تو خوابگاه بودیم با بچه ها چند نفری نقشه کشیدیم که هر کس از در میاد داخل روش جشن پتو بگیریم و بزنیمش
همه آماده بودن یکی از بچه پشت در پتو رو توی دستش گرفت و منتظر شد بقیه هم زیر تخت ها مخفی شدیم
در باز شد و پتو رو انداختیم روی طرف و تا جایی که میتونستیم زدیمش
بعد که پتو رو برداشتیم فهمیدیم سرپرست خوابگاه زیر پتو بوده!!!!!!!سرپرست هم از هممون تعهدنامه کتبی گرفت

* * *

یه بار توی خیابون یه نفر رو دیدم مثله دوستم بود از پشت رفتم و تند زدم توی کمرش وقتی بر گشت فهمیدم اشتباهی گرفته بودمش
طرف هم چند تایی ما رو زد!!!!!!

* * *

یه روز خالم تو بیمارستان بستری بود منم گوشی رو گرفتم زنگ زدم به موبایلش که حالشو بپرسم… دیدم گوشی رو خواهر شوهرش برداشت بعد گفت شما ؟ منم حول شدم گفتم من شوهر خواهرشون هستم.
مادرمو داداشم از خنده ترکیدن

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

سری جدید پ نه پ و د نه د های خنده دار و باحال


در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده
می گه آخی دردت اومد؟
د نه د دیدم شب جمعه اس به یاد رفتگانمون افتادم یه دیده ای تر کردم

 
 

می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمی اومد
به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد
بعد خواهرم اومده می گه می خوای زنگ بزنی؟
پ نه پ احساسی که بهش دارم یه حسه فوق العادست

 

 

رفتم در خونه رفیقم
از پشت آیفون می گه تنهایی دادا؟
پ ن پ خونه محاصره ست بهتره مقاومت نکنی

 

 

با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم
صف 40 متری نوبتم شده
یارو می گه  پسر جون تو هم نون می خوای ؟
د نه د تا الان قطار بازی می کردیم ما واگن آخرم بودیم

 

 

مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
پ نه پ من بیل گیتسم می خواستم ریا نشه این عکسو زدم

 

 

از دستشویی شرکت اومدم بیرون
منشیه یه نگاهی می کنه و با پوزخند می گه دستشویی بودین ؟
پ نه پ آفتابه طفلی کاره واجب داشت رفته مرخصی رفتم جاش واستادم

 

 

دارم تو تختم می خوابم
بابام می گه داری می خوابی؟
پ ن پ  دارم تشکو تست می کنم

 

 

دو دقیقه دیر رفتم سر کلاس
استادمون رفته تو نقش می گه شما دانشجوی این کلاسید؟
پ نه پ دانشجوی کلاس آواز استاد ایرج مهدیانم
مگه شما استاد مهدیان نیستید؟

 


 
تو جاده پلیس دیدم دستمو کردم بیرون انگشتمو می چرخونم
رفیقم می گه : داری به ماشینای روبرویی علامت میدی؟
پ نه پ انگشتم تو دماغم بوده داغ کرده دارم خنکش می کنم

 

 

میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟
میگه برا دندونات؟
پ نه پ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم

 

 

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه
میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟
د نه د هنوز به اونجا نرسیدیم فعلا با خواهش و تمنا دارم کارمو پیش می برم

 

 

سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟
میگه تقلب می خوای کلک؟
پ نه پ می خواستم سر حرفو باز کنم … عشق نمی خوابه …تو رو خواستن نمی خوابه …

 

 

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام
میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پ نه پ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست

 

 

دارم تراکِت پخش می کنم تو خونه ی مردم
بعد یه زنه اومده میگه آقا شما تراکت پخش می کنید؟
میگم پ نه پ نقاشی کشیدم دارم میندازم خونه مردم ، با اس ام اس بهم نمره بدن

 

 

دارم فیلم گریه دار میبینم
گریه میکردم  مامانم اومده می گه فیلمش گریه داره ؟
پ نه پ خنده داره من دارم گریه می کنم کارگردانشو ضایع کنم !

 

 

رفتم داروخونه کرم ترک پا بگیرم
می گه واسه پا میخواین؟
پ ن پ میخوام در جهت از بین بردن ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم

 


رفته بودم باغمون، چند تا گلابی افتاده بود باغ همسایه رفتم اونارو بردارم
صاحبش اومده میگه رفتی بالا درخت تکوندیش؟
گفتم پ ن پ درخت رو گذاشتم رو ویبره بهش زنگ زدم اینطوری شد

 

 

رفته بودم از یخچال میوه بردارم، بعد از چند لحظه آژیر هوشمندش بلند شد
مامانم داد زده میگه در یخچالو باز کردی؟
گفتم پ نه پ آژیر قرمزه جنگ شده

 

 

با یه دسته پول رفتم بانک
کارمند میگه میخوای بریزی به حساب ؟
گفتم پ ن پ عاشقتم اومدم بریزم به پات

 

 

وسط تابستون رفتم به مدرسه سر بزنم
ناظممون میگه : اومدی ببینی معلمای سال دیگه تون کین؟
گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بشینم سر کلاس درس

 

 

داشتم آهنگو هی جلو عقب میکردم که تکست آهنگو بنویسم
دوستم میگه: تویی هی آهنگو جلو عقب میکنی؟
میگم  پ نه پ خواننده رو این قسمتش خیلی تاکیید داره

 

 

مامانم میگه ۳۰ سالت شده نمی‌خوای سر و سامون بگیری
میگم یعنی‌ زن بگیرم؟
میگه پـَـ نـَـ پـَـ 12 ساعت کمه ۲۴ ساعته برو تو اینترنت باعث افتخار ما و فامیل شو

 


 
سگ افتاده دنبالم داشتم فرار میکردم
دوستم گفت سگ افتاده دنبالت
پـَـ نـَـ پـَـ مسابقه دوه میخوام اول شم

 

 

دارم از شرکت میام بیروون میگم خداحافظ
میگه داری میری ؟
پـَـ نـَـ پـَـ  دارم میام

 

 

داشتم چایی می خوردم رفیقم یه مگسا زد صاف افتاد توی چایی
گفت : آخ افتاد تو چاییت؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ خودش پرید اینتو یه دست به آب برسونه
 


 

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم بریییید برییییییید

 


 
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه
هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته

 

 

داریم 10 نفری بازی شبکه ای می کنیم
اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ عذاب داره  ولی ما اسکولیم !


 

به مامانم میگم من میرم کارواش
میگه ماشینم میبری؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم

دسته بندي: سرگرمی,پـَــــــ نــــــه پـَــــــ,مطالب طنز,جک,

جملات خنده و طنز جدید !


با فک و فامیل نشستیم اسم فامیل بازی کردیم
    دائیم برای میوه با «ی» نوشته یه کیلو خیار!

 

این فیلما که مادر پدرا قبل از رفتن تو اتاق بچه شون در می زنن اجازه می گیرن، اینا همش کلک سینماییه، جلوه های ویژه ست!

 

  دقت کردین ما ایرانیا همه چیو می ذاریم رو زغال:
    جوجه، گوشت، دیزی، چای، ذرلت، اسپند، گوجه، فلفل، بادمجان، سیب زمینی  تنباکو، تریاک، قلوه، جگر، دل، دنبه

 

 روزگارا که چنین سخت به من می گیری با خبر باش که خیلی داری سخت می گیری دیگه! مسخرشو درآوردی

 

مشکلات از جایی شروع شد که به هر کی گفتیم نوکرتیم فکر کرد واقعا اربابه

 

مصارف جعبه یک بار مصرف پنیر در بعضی نقاط:
    - خود پنیر
    - قالب یخ
    - پیمونه برنج
    - جا قرصی
    - جا ادویه ای
    - جا مدادی
    - کاسه حمام
    - تفاله گیر ظرفشویی
    - تحویل به بازیافت
    - افسوس خوردن که چرا دادنش بازیافت


 

یکی از فانتزیام اینه که یه قوطی نارنجی بخرم و توش اسمارتیز بریزم تو جمع غریبه ها ادای آدم مریض ها رو درآرم یکی ازم پرسید چی شده؟
    بگم چیزی نیست، همون سردردهای همیشگی
    بعدم چندتاشو بخورم بگم آآآآآآه
    لامصب اِندِ کلاسه!

 

دوستای عزیزی که می رین باشگاه، تو رو خدا رو همه قسمت های بدنتون متناسب کار کنین
    بعضیا بالاتنشون اندازه گودزیلاست پاها عین ملخ مزرعه!


 

روز تولد بابام با کلی ذوق و شوق پولامو جمع کردم و یه ساعت مچی بهش کادو دادم
    برگشته می گه ممنونم پسر گلم ولی احتیاجی به این کارا نبود
    همین که سعی کنی تو زندگیت آدم باشی برای من باارزش ترین هدیه س!

 

هر کس فیس بوک را نشناسد
    نیمی از عمر خود را به فنا داده است
    و هر کس بشناسد، تمامآن را!


 

یه آهنگ خیلی قدیمی هم هست که تقریبا مال دوره صفویانه. می گه که ...
    چیه؟ انتظار داری من بدونم چی می گه؟ مگه ضبط بوده اون موقع؟

 

کار بابام از کولر گذشته
    دیگه شبا بلند میشه میاد مودم رو خاموش میکنه!


 

پسره با سن داداشش رو هم 13 سال نمی شه بعد استاتوس زده
    GalexyS4 یا I-Phone
    کدومش؟
    اگه یکیش رو برام نگیرن شب خونه نمی رم!
    من سن اون بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که می خواستم برم با خودم می بردم، بعدش تشت رو آب می کردم با کله می رفتم توش و ساعت ها به شادی می زیستم! والا!

 

دکمه روشن کنترلو 20 بار می زنی تلویزیون روشن نمی شه
    عصبانی می شی، 2 بار پشت سر هم محکم فشار می دی روشن می شه دوباره خاموش می شه!


 

دیگه به درجه ای از عرفان رسیدم که واسه خودم یه چیزی تعریف می کنم می خندم
    تازه آخرش هم از خودم می پرسم جان من؟!

 

گفت بی من چی می کشی؟
    گفتم نفس!


 

قبض موبایلمو برای بابام فرستادم آخرشم نوشتم بوس!
    بابام بهم اس ام اس داد اون بوسو پاک کن قبضتو بفرست واسه اون پدر سوخته ای که باهاش حرف می زدی!

 

بهترین مکان برای خواب خونه خود آدمه
    راحت ترین توالت، توالت خونه خود آدمه
    راحت ترین لباس، لباس خود آدمه
    خوش فرمون ترین ماشین، ماشین خود آدمه
    بهترین جزوه، جزوه خود آدمه
    تمیزترین دست، دست خود آدمه
    بامزه ترین بچه، بچه خود آدمه
    ولی خوشبوترین ادکلن، ادکلنه کسیه که تو خیابون از کنارت رد می شه!


 

به نمک روی آلوچه قسم، خانومه اومده می گه:
    ببخشید شما که کامپیوتری هستی، نرم افزار free space داری؟
    هر چی میخوام کپی کنم رو هاردم می گه free space نیاز داری!
    خدا به سر شاهده قلبم گرفت اصلا!

 

یه سوالی ذهنمو درگیر کرده
    خه من که سنی ندارم، کی وقت کردم این همه بدبخت شم؟


 

یکی از محاسبه هایی که سریع انجام می دیم، محاسبه فاصله من و دادشم و خاهرم نسبت به آیفونه وقتی یکی زنگ درو می زنه!

 

دقت کردین همیشه وقتی دستاتون کثیف یا دستکش دستتونه صورتتونن خارش می گیره؟

 

بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست
    وقتی می رم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ می زنه می گه می دونی ساعت چنده؟!

 

تو خیابون لم داده بودیم به یه ماشین مازراتی یک میلیارد و 200 میلیونی
    یه پسره اومد بهم گفت ماشین خودته یا بابات؟
    نیم نگاهی بهش کردم و گفتم دوست داشتی تو هم یکیشو داشتی؟ سوئیچشو درآورد سوارش شد و رفت.
    درجا افسردگی گرفتم الانم تحت درمانم!


 

پسرا موجدات شادی هستن به چند دلیل:
    - اسم و فامیلشون رو همیشه نگه می دارن
    - مکالمات تلفنی شون بیشتر از یه دقیقه نیست
    - برای یه سفر پنج روزه یه شلوار جین کافیه
    - اگه جایی دعوت نشن قهر نمی کنن
    - در طول زندگی نیازی به تغییر مدل مو ندارن
    - برای 25 نفر در طول 25 دقیقه سوغاتی می خرن

 

بالاخره تو شرکت اپل استخدام شدم
    اونجا سیب گاز می زنم!


 

یه شوهرم نداریم که به هوای اون حالا قورمه سبزی که نه ولی حداقل یه نیمرو پختن یاد بگیریم!



   چقدر خوبه وقتی که داری جوجه کباب درست می کنی خودش بچرخه و بگه: اینجام ... اینجام ... اینجام نپخته! این دانشمندا چیکار می کنن پس؟ الکی فقط دارن حقوق می گیرن!

 

یارو از نیمرخ شبیه قالپاق پیکانه
    استاتوس زده درگیرم نشو رسوا نمی شوم!
    آخه پلشت تو خوبه عامل جنگ جهانی سوم نشدی!

 

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار می کنم
    بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه؟
    میگم نه، رو زمین داشت گریه می کرد گذاشتمش رو پاهام آروم بگیره! بعد بهش میگم کاری داری باهاش؟
    میگه نه، صدای گریه ش تا تو اتاق من میومداومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

طنزهای خواندنی

 یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنیم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟
گفت مرگ بگیری مردشور برده ایکبیری…
الهی به تیر غیب گرفتار بشی…
سرت به سنگ لحد بخوره …
لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!
داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
جا داره از اون دسته دخترانی که با جمله
” همه مردها از یه قماشن “
منو در ردیف ، انیشتن و ابوعلی سینا و رازی و مصدق و اینا  قرار میدن
تشکر ویژه داشته باشم !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
بعضی حرف ها را “نباید زد”
بعضی حرف ها را “نباید خورد”
بیچاره دل چه میکشد میان این “زد” و”خورد”
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
هر زمان لواشک رو گذاشتى گوشه لــُـپـِت و تونستى نَجُوییــش
یَنـى به نفسِت مــُــسَلط شدی
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی
اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش
یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه
به سویچ پورشه یامثلا لامبورگینی یا مرسدس بنز باشه

خیلی اینجوری دوس میدارم!
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن
یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم
و کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه
به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه  !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
یعنی فقط تنها در صورتی بوی ادکلن ماندگاره که بوش بد باشه !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
یادش بخیرچقد اسکل بودم!
نیم ساعت دست به سینه مینشستم تا مبصر اسمم روجزءخوبها بنویسه!
بعدم معلم میومدبدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد!
وچقداسکل تر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستم !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
وقتی با فک و فامیلا اسم فامیل بازی میکنم :
اسم : غلام
فامیل : غلامی
غذا : غلام پلو
میوه : غلام سبز
شغل : غلام فروشی
شهر : غلام رود
کشور : غلامستان
گل : غلام بو خوش
اشیا : غلام پلاستیکی
ماشین : همونی که غلام سوار میشه ! (اسمشو نمیدونم)

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

یک روز آقا پسرا چطور میگذره ؟ (طنز)


۸ صبح: تو رخت خواب…..

9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد23)

۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار (چه لوس...اییییییییییی23)

۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟ (پسرا همیشه شلختن051435)

۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…)

۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …


۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,

اعترافات باحال و خنده دار جدید


اعتراف میکنم بچه که بودم از حرف بزرگترا فهمیده بودم صدام آدم بدیه ، یه بار که از تلویزیون داشت تصویر صدامو پخش میکرد رفتم یه چکش آوردم که صفحه تلویزیون رو بشکنم و بتونم صدامو بکشم و قهرمان بشم…..
یعنی یه همچین مخایی بودیم ما دهه شصتیا….

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم من از اون آدمام که اگه بابام پشتم نباشه از گرسنگی میمیرم…..نمیتونم یه لقمه نون در بیارم زندگیمو بگذرونم…..خداییش بابای که پسره من دارم؟؟!!ببخشید ببخشید اشتباه شد…..منم پسرم که بابای من داره؟؟!!!

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم برای اولین بار ک سوار ون شدم، موقع پیاده شدن دستگیره در رو فشار دادم تا باز کنم .
نمیدونستم که در اتوماتیکه و باید راننده وا کنه.

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم که کوچیک که بودم کتری رو میزاشتم رو گاز تا ابر درست شه توی اشپزخونمون
یه همچین نابغه ای ام من
دارم اینجا طلف میشم

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +


اعتراف میکنم ۶ سالم که بود با دخترخاله هام نقشه کشیدیم که مزاحم تلفنی بشیم
واسه همین مرغ همسایه رو قرض گرفتیم
زنگ میزدیم خونه مردم، میگفتیم ببخشید مرغ ما با شما کار داره بعد گوشی رو میگرفتیم جلو نوک این مرغه
اینقد دم و پر وبال این مرغه رو میکشیدیم و میزدیم تو سرش که صداش تا آسمون میرفت!
الان روح اون مرغه هرشب میاد به خوابم!

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +


اعتراف میکنم…
.
.
.
ولش کن بابا ظرفیت رازداریو ندارین میرین همه جا جار میزنین ابروم میره
 
+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +
 

اعتراف میکنم که سال دوم دبیرستان ۴واحد مبانی کامپیوتر داشتم بار اول بود که موس و میدیدم اسمشو بلد نبودم بهش میگفتم( ماس ماسک )خدا دوستمو حفظ کنه اسمشو بهم یاد داد.

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم خونه بغلیمون عروسیه
ما طبقه چهارمیم اونا ویلایی
هی دارم فکر میکنم با این تفنگم خواننده هرو بزنم که مثل بز می خونه
کمک کنین تصمیم مهمیه

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم بعضی وقتها تو پیاده رو که دارم ر
اه میرم یه قیافه خیلی نگران به خودم میگیرم و هی پشت سرم و دور و اطراف رو نیگاه میکنم که مثلا مواظبم کسی تعقیبم نکنه!
یه جوری که انگار از طرف یه سازمان مخوف تحت نظرم!
یه لذت خاصی داره لامصب!

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم سال۸۵ وقتی برای اولین بار سیمکارت خریدم، از بس کسی بهم زنگ نمیزد میرفتم پای تلفن عمومی و به خودم زنگ میزدم!

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف میکنم که یه روز توخیابون بودم, متوجه شدم گوشیم رو از خونه جا گذاشتم,سریع دست بردم تو جیبم که گوشیمو بردارم و زنگ بزنم خونه و بگم:اگه کسی امروز بهم زنگ زد خبرم کنید….!!!!!!!

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

سوم ابتدائی توی مدرسه از بچه ها یه تردستی یاد گرفتم.از فرط ذوق اصلا نفهمیدم چطوری رسیدم خونه با عجله وبدون اینکه حتی کولیمو زمین بذارم تردستی رو برای خواهر کوچکترم که ۵سالش بود اجرا کردم
(تردستی:ادعا میکنم که میتونم کاغذو از طریق گوشم بفرستم توی دهنم.از قبل یه تکه کاغذو زیر زبونم قایم کردم یه تکه کاغذم توی دستمه.حالا اینی که توی دستمه رو میارم کنار گوشم و اونی که توی دهنمه رو نشون میدم)
وقتی اجرام تموم شد سبک شدم رفتم تا ناهار بخورم.حالا خواهر فسقلیم تصمیم میگیره همین تردستی رو برا عروسکهاش اجرا کنه.وای ی ی ی ی ی.تصور کن
خلاصه بیمارستان و دکتر و شستن گوش و گریه و …..
خودم دارم اعتراف میکنم که مخل خانوادم

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف می کنم که: موقع رانندگی تو میدون داشتم می پیچیدم که یکی خیلی بد پیچید جلوم. منم عصبانی شدم داد زدم: بیا، یهو بیا تو خیابون! هنوزم نمی دونم چی می خواستم بارش کنم که این رو گفتم: بنده خدا هنگ کرده بود.

+ - + - + - + - + - + - + - + - + - +

اعتراف می کنم که: دوستم زنگ زد خونمون گفت علیرضا امروز میای سر کار؟ گفتم نه شهرستانم! بعدش فهمیدم چه گندی زدم چون به خونه زنگ زده بود نه موبایل!

+ - + - + - + - +
- + - + - + - + - +

اعتراف می کنم که:بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیره یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!

دسته بندي: مطالب طنز,

بخون و بخند ...!! (طنز)

کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!!

***********************

یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟

***********************

میازار موری که دانه کش است... در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست چیزی صادر نشده می توانید بیازارید...!!!

***********************

تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!!

***********************

جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن...!!!

***********************

تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!

***********************

تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست ...!!!

***********************

بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی...!!!
 

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

اعترافات تکان دهنده بسیار خنده دار ! ( مطالب طنز )

اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم ، کارتون فوتبالیستها رو نشون میداد،منم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای تو کارتون بودم ، میرفتم لباسمو عوض میکردم ،یه لباس خوشگل و شیک میپوشیدم، که وقتی تو دوربین نگاه میکنن،منو ببینن عاشقم بشن!

---------------

اعتراف می کنم دفعه اول که یه بز رو از نزدیک دیدم ، از ترس بهش سلام کردم و بعد فرار کردم!!!

---------------

اعتراف می کنم یه بار اتو کشیدن موهام یک ساعت طول کشید ، چون موهام بلند بودش ، بعد از کلی کیف کردن و احساس رضایت، نگاه کردم دیدم اتوی مو اصلاً توی برق نیست :(

---------------

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانمون می گفت: املاها رو خودتون بنویسید چون من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده...
از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام که امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!

---------------

اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعدش که میومدم گریه میکردم به مامانم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!


---------------
یه بار از محل کارم اومدم بیرون داشتم با رفیقم اس ام اس بازی می کردم ، این رفیقم تکه کلامش کچل بود برام یه شماره فرستاد اومدم جوابشو بدم براش زدم کچل این شماره است تو داری ؟ ولی اشتباهی برای مدیرعامل یکی از شرکت ها که باهاشون کار میکنم فرستادم که اتفاقا کچلم بود!!!

---------------
 
من اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟17 ساله؟نام پدر....؟هستید؟
دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
با تعجب گفت : بله!
آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان...
هنوزم عذاب وجدان دارم!!!

---------------

اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه.
درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه!:|

---------------
 

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باقچه و سیگار خاموش موند تو دستم

---------------

اعتراف می کنم یه با زنگ زدم 700 اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد یه ربع یه پسره جواب داد منم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم: سلام منزل آقای ایرانسل؟

---------------

اعتراف می کنم یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد

---------------

وقتی بچه بودم رفتم به اطلاعات مجتمع خریده الکی اسم خودمو گفتم پیج کنه بعد با صدای دلنشینش اسمم تو مجتمع پخش شد از خوشحالی قند تو دلم آب شده بود انگار بهم تی تاب داده بودن

---------------

اعتراف می کنم کوچیک که بودم تو سالن خونمون وقتی کسی نبود عینهو دیوونه ها شروع می کردم به رقصیدن... بعد یهویی یادم میو مد که خدا داره نگاه می کنه! خجالت می کشیدم می رفتم یه گوشه می نشستم!

---------------

اعتراف میکنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,

مطالب طنز و خنده دار - سری اول

یه شب می خواستم برم عروسی یکی از دوستام داشتم جلوی آینه خودم صافو صوف میکردم که مامانم اومده میگه انقد به خودت نرس یه وقت عروس تورو با دوماد اشتباه میگیره اونوقت من بدبخت میشم عروسو کجای دلم بذارم هان!!! صدای بچه هاتو چیکار کنم!!! مادر زنتو به چی حواله بدم!! حتما بعدش می خوای بیای اینجا با ما زندگی کنی؟!! خرجتو از کجا بیارم!! اخه بابات باید چه قدر کار کنه !!!! اصلا تو غلط میکنی می خوای بری عروسی بیا برو فرشارو بشور!!!!!!!!
به خدا بعده عمری عروسی خواستم برما!!
حالا خداییش از دخترای خوب کسی قصده ازدواج نداره؟؟

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 پارسال رفته بودیم تفریح بیرون بچه ها هم مشغول بازی بودن خواهر زادم که 3 سالش بود یهو گفت بچه ها بیاین سوسک پیدا کردم همه بچه ها دوان دوان رفتن سوسکو ببینن....
یه هویی گفت سوسکو بکشم؟؟؟
برادر زادم که 4 سالش بود گفت نه گناه داره آخه اونم مثل تو یه حیوونه...
مارو میگی مردیم از خنده...

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

 

 

رفتم مغازه موبایل فروشی به طرف میگم گوشی میخوام که حدودا400تومنی بشه یه گوشی اورده نگاه کردم دیدم خوبه گفتم همینو میخوام بعد اماده کرده بهم داده فاکتورش و نگاه کردم دیدم نوشته 670تومن.بهش میگم اقا این که 670تومنه میگه خوب اشکال نداره مابقی شو تو2تا قسط بده.میگم نمیخوام میگه خوب 5تا قسط بده

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷـﻢ ﻣﯿﮕﻢ : ﮐـﻼﻏﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺒـﺮ آﻭﺭﺩﻩ ﮐـﻪ
ﺳﯿﮕـﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕــﻪ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺯﻧـﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧـﯽ ﺑﺎ
ﭘﺮﻧـﺪﻩ ﻫﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨـﯽ؟
 

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

یکی از کارایی که دوست دارم بکنم اینه که تو عروسی اقوام یهو داد بزنم:
"به افتخار دوس دختر ای داماد "!

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

شما یادتون نمیاد
اون موقع ها کرم حلزون نبود که شبا بمالیم به صورتمون صبح بیدار که شدیم باورمون نشه
اون موقع ها خیارو پوست میگرفتیم خودشو میخوردیم پوستشو میذاشتیم رو صورتمون از کرم حلزون هم بهتر بود

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ
ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ :
" ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ".
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ :
"ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ "!
ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ. ﺁﺧﺮﯾﻦ
ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :
" ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ"!

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

بابام صلاح ما رو میخواد...واسه جهنم میخواد ما رو اماده کنه........واسه همین کولر رو روشن نمیکنه

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

عاقاااا یه سوال!!
شما میدونید فرق بین باطری و باتری چیه؟؟؟؟
یعنی من الان از کجا بدونم مال
ماشینمون باطری هستش یا باتری!!!

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

مامانم میگه 25 سالت شده نمی‌خوای سر و سامون بگیری
میگم یعنی‌ زن بگیرم؟
میگه پـَـ نـَـ پـَـ ۱۲ ساعت کمه ۲۴ ساعته برو تو اینترنت باعث افتخار ما و فامیل شو

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

اصن لذتی كه تو برداشتن متمادی دستمال كاغذی از تو ساندویچی هست تو خوردن یه بندری دونونه مجانی نیست

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

یادش بخیر
بچه که بودم میخواستم مثه سوباسا شم!
نه اینکه استعداد نداشته باشمااا..نه
امکانات نبود..ما به مرگ آرزوهامون عادت کردیم.
 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

" فرق ما با نسل جدید "
اون چیه که بدون اون نمیشه زندگی کرد ، اما دیده نمیشود ؟
جواب ما : هوا
جواب نسل جدید : وایرلس

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)  

دخترا و پسرای گل خاهشا یعنی من التماس میکنم یعنی به پاتون میفتم دیگه
با خانواده دعوا نکنین ما به اندازه کافی تو این مملکت خواننده داریم
زندگیتو بکن دیگه. والله.

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

دیروز سر چهار راه یه نفر اومد گفت:عاغا عاغا گل نمیخوای؟
منم مثل فیلما دست کردم توجیبم مث چیز یه پنج تومنی دادم گفتم همشو بده
یارو گفت:ببخشید عاغا دونه ای چهارتومنهه!
من بعد از ضایع شدن
مردم اطراف پس از گاز زدن درو دیفار
لایک وای چه آدمه پولداری هستی تو

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

خوشم میاد تو تقویممون از روز جهانی بیابان زدایی گرفته تا روز جهانی توالت داریم،ولی روز پسر نداریم؛یعنی آدم امید به زندگی در درونش فوران میکنه

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

عاشق اون دسته از پسرا هستم که :
به یه دختری میگن :
کسی اذییتت کرد به خودم بگو !
دختره هم میگه :
عزیزم یکی اذیتم کرده و فحشم داده !
پسره میگه :
ولشون کن گلم، مریضن !!!
خولامصبا شما که حوصله ندارین چرا الکی میگین!؟

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

وصـیـت کـردم هـرکـی تـو مـراسـم خـتـمـم گـفـت : "خـدا بـیـامـرزدش ، راحـت شـد"بـا لـبـه ی سـیـنـی حـلـوا چـنـان بـکـوبـن تـو دهـنـش تـا اونـم راحـت شـه بـیـاد پـیـش مـن !!!
والا جـای مـن اظـهـار نـظـر میـکـنـه

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد