close
چت روم
سرگرمی

پایگاه تفریحی سرگرمی قاصدک

سرگرمی
امروز شنبه 24 آذر 1397

سری جدید بهترین جملات خنده دار و طنز

جملات طنز

مردمی که بیشتر ورزش میکنند ، بیشتر عمر میکنند ….

اما چند سال بیشتر را در باشگاه عرق میریزند !

.

.

.

جملات طنز

یه پشه مشاهده کردم تو اتاق.رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادم

و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت !

.

.

.

یکی از دوراهی‌های زندگی وقتی‌ است که نمی‌دانید

در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!

.

.

.

جملات طنز

دوست عزیز، در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید !
مچکرم …!

.

.

.

بعضی وقتا شنیدن یه
" بگو ببینم چه مرگته "
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
"عزیزم چی شده"
بیشتر میچسبه….!

.

.

.

فکر کنم خدا وقتی داشت دماغ ما ایرانیا رو می آفرید دکمه Caps Lock رو فشار داده بود…

.

.

.

دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!

.

.

.

دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه… !!

.

.

.

 

برای مشاهده ادامه ی جملات خنده دار و طنز به ادامه مطلب مراجعه نمایید

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

داستان آهو و خر

داستان طنز

یه آهو بود که خیلی خوشگل بود.

روزی یک پری به سراغش اومد و بهش گفت:

آهــو جون!… دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟

آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.

پری آرزوی اون رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق و جدایی، سراغ حاکم جنگل رفتند.

حاکم پرسید: علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم، این خیلی خره.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: شوخی سرش نمیشه، تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: آبروم پیش همه رفته، همه میگن شوهرم حماله.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: مشکل مسکن دارم، خونه ام عین طویله است.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: اعصابم را خـرد کرده، هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: از من خوشش نمی آد، همه اش میگه لاغر مردنی، تو مثل مانکن ها می مونی.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟

الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟

الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.

حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه … چی کارش میشه کرد.

نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید

مثل آهو فکر نکن ! آخرش خر نصبیت می شود !

 

دسته بندي: سرگرمی,داستان,داستان های طنز,

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

http://rozup.ir/up/ghasedak95/Pictures/tumblr_lesyk1BHzL1qb7aepo1_500_large.jpg

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

عشق یک واژه ی زلال است ، تو باید باشی

قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزلخوان هم گفت...

زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی...

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

كسـی چـه میـدانـد
امــــــــــــروز
چـند بـار فــرو ریخـــتم
از دیـدن کسـی کـه
تنــها لباسـش شبــیه "تــــــــو" بــود

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

 

برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

دسته بندي: سرگرمی,اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,

فال روز - پنجشنبه 1 خرداد 93

فال روز - پنجشنبه 1 خرداد 93

 

فال روز - پنجشنبه 1 خرداد 93
 
فروردین
به نظر می رسد که در حال بررسی فرصت هایی هستید که پیش روی تان قرار گرفته اند، حواس تان باشد چراکه ممکن است به سرزمین های ناشناخته وارد شوید. اما مسیر زندگی شما بدون مانع و مستقیم نیست، پس فقط نباید به آینده فکر کنید. اگر دست به کاری بزنید که از توان شما خارج است، بعداً مجبور خواهید شد از سنگینی باری که برداشته اید کم کنید. سعی کنید هرچه زودتر انتخاب های تان را محدودتر کرده و به تعهداتی که دارید عمل کنید تا سریع تر به اولویت های بعدی تان برسید.


فال روز متولدین اردیبهشت: مهم نیست که یک چیزی یا کسی الان چقدر خوب نشان می‌دهد، چند دلیل عملی وجود دارند برای اینکه شما نتوانید به آنچه می‌خواهید برسید. خوشبختانه، اراده شما در صبر کردن برای رسیدن به خواسته‌تان به شما کمک زیادی می‌کند.عجله ممکن است همه چیز را خراب کند اما اگر قدم به قدم پیش بروید مطمئناً به هدف خود می‌رسید.


خرداد
امروز اضطراب و نگرانی دست از سر شما برنخواهد داشت. همین که در کارتان پیشرفتی حاصل می شود، ناگهان یک موقعیت گمراه کننده جلوی راه تان سبز خواهد شد. اگر به احساس تان توجه کنید حتماً می توانید با بحران پیش رو دست و پنجه نرم کنید. اما حواس تان باشد که کورکورانه عمل نکنید و واقعیت ها را ببینید. شاید حس کنید که به دام افتاده اید و هیچ راهی به سوی هدف تان وجود ندارد، اما بدانید که با زور و اجبار نمی توانید کاری را پیش ببرید. نکته سنج باشید تا شانس موفقیت تان بیشتر شود و به نتیجه ی دلخواه برسید.



فال روز متولدین تیر: شاید امروز اگر کسی از شما بخواهد که بین اختلافات همکاران یا دوستان نظر بدهید دچار شک و تردید بشوید. اما شما باید تأمل کنید، چون شما دو طرف قضیه را می‌بینید و به هر حال این مشکل شما نیست. با این وجود این موضوع تأثیری روی کار شما ندارد و باید در بی طرف بودن خود یا در مقابل اصرار دیگران برای پاسخ دادن به آنها، سفت و محکم باشید.


مرداد
امروز ممکن است تصمیم به سفر کردن بگیرید، اما می دانید که پس انداز مالی شما آن قدرها نیست که هر طور دل تان می خواهد خرج کنید. به نظر می رسد که با وجود مشکلات مالی به تدریج پیشرفت هایی حاصل خواهد شد. این را بدانید که مجبور نیستید دلیل همه ی کارهای تان را برای دیگران توضح دهید. فقط همه ی حواس تان را جمع کنید تا قدم به قدم و آهسته به مقصدتان نزدیک تر شوید.


فال روز متولدین شهریور: از یک طرف دقیقاً می‌دانید که برای رسیدن به هدف خود چه باید بکنید و از طرف دیگر ترجیح می‌دهید یک کار دیگری انجام دهید. این دو دلی، شما را دیوانه کرده و جلوی عملی کردن آرزوی شما را می‌گیرد. شانس آوردید که بیشتر از آن چیزی که فکرش را بکنید کنترل خود را دارید، چون شادی شما نه تنها به وقایع خارجی وابسته نیست بلکه به عکس العملی که در مقابل آنها دارید بستگی دارد.


مهر
امروز ممکن است با یکی از همکاران تان دعوا کنید و همین باعث می شود با مسایلی که همیشه از آن ها فرار می کردید برخورد کنید. فکر نکنید چیزهایی که اتفاق می افتد به شما ربطی ندارد، آلان فرصت مناسبی برای کناره گیری از میدان جنگ نیست. در عوض سعی کنید از ارزش هایی که باورشان دارید دفاع کنید. اگر بخواهید همه ی این اتفاقات را نادیده بگیرید، باز هم مجبور خواهید شد که در زمانی دیگر با آن ها دست و پنجه نرم کنید.


فال روز متولدین آبان: گرچه نیت‌تان خیر است اما صبرتان به سر رسیده. از چیزهای تکراری که هردفعه اتفاق می‌افتند، خسته شده‌اید. خوشبختانه، دیگران دارند واقعاً تلاش می‌کنند و شما می‌توانید حرکت مثبت آنها را ببینید. اما از بد شانسی شما، سریع عمل نمی‌کنند و مجبورید خیلی صبر کنید. با ناامیدی خودتان صادق باشید بدون اینکه آن را به یک جنجال تبدیل کنید، می‌توانید فشار را کم کرده و روابط خود با دیگران را بهتر کنید.


آذر
امروز ممکن است با نقطه نظرات متفاوتی روبرو شوید، اما همین تفاوت ها سازنده هستند و موجب خلاقیت خواهند شد. سعی کنید باورهای قدیمی و انتظارات قبلی را کنار بگذارید، پیش بردن برنامه های قبلی در زمان حال اصلاً کارآیی ندارد. بدانید که اگر انعطاف پذیری نشان دهید سریع تر به موفقیت خواهید رسید. همین که با خوش بینی پیش بروید همه چیز حل خواهد شد.


فال روز متولدین دی: امروز نشانه‌هایی را دریافت می‌کنید مثل روز اولی که می‌خواستید یاد بگیرید که چطور کاری را انجام بدهید و چه وقت آن را انجام ندهید. ممکن است از آن خوشتان نیاید اما بلاتکلیفی ای که این تغییر با خود به همراه دارد را نیز دوست ندارید. بدبختانه، کنجکاوی در مورد آن نیز مشکلاتی را به وجود می‌آورد که بهتر است فعلاً آن را رها کنید. پذیرفتن وضعیت فعلی روش عاقلانه تری است تا اینکه راه حلی برای آن پیدا کنید.


بهمن
به نظر می رسد که با دیگران اختلاف نظر اساسی دارید، اما اختلاف نظر به این معنی نیست که باید از ارزش هایی که باورشان دارید کوتاه آمده و رویه ی دیگری را پیش بگیرید. اما حواس تان باشد که نباید دیگران را وادار کنید که نظر شما را قبول کنند. اکنون زمان آن است که تفاوت ها را بپذیرید و پیش بروید. اگر همه یک شکل و هم رأی بودیم، زندگی دیگر جلوه ای نداشت.


فال روز متولدین اسفند: شاید امروز از ضمیر ناخودآگاه خود پیام‌هایی را دریافت کنید. آنقدراحمقانه هستند که نمی‌دانید چه معنی‌ای می‌دهند. هرچه بیشتر آنها را تحلیل می‌کنید کمتر برای شما مشخص می‌شوند. گرچه دارید سعی می‌کنید چیزی که نمی‌فهمید را تعبیر کنید، اما کمتر به هدف می‌رسید. به جای خرده گرفتن بگذارید کار خود را بکند.

دسته بندي: سرگرمی,فال و طالع بینی,

عکس های ازدواج سام درخشانی

عکس های ازدواج سام درخشانی

سام درخشانی بازیگری که با سریالهای «پژمان» و این روزها «آوای باران» به شدت در کانون توجه مخاطبان قرار گرفته است در تازه ترین گفتگویش نکات جالبی را درباره حضور بازیگر «حریم سلطان» در «آوای باران» و همچنین مساله ازدواجش بیان کرده است

 

 

عکس های ازدواج سام درخشانی

عکس های ازدواج سام درخشانی

 

«خانواده سبز» نوشت: درخشانی پیرامون شایعاتی که درباره حضور بازیگر نقش «ابراهیم» سریال «حریم سلطان» در «آوای باران» مطرح شده می گوید:«این موضوع صحت ندارد. بازیگری که برای یکی از نقشهای این سریال انتخاب شده تنها شبیه آن بازیگر ترک است اما این بازیگر یکی از بازیگران جوان ایرانی است و این مساله فقط یک شباهت ظاهری است.

اینکه ما در ترکیه فیلمبرداری داشتیم هم به این ماجرا دامن زد. خوشبختانه در کشورمان آن قدر بازیگر خوب داریم که نیازی نباشد به استفاده از بازیگران خارجی.»

درخشانی همچنین درباره ازدواجش اظهار می دارد:«در مورد ازدواج هیچ وقت با فشار و اجباری از سوی خانواده مواجه نبوده ام و تصمیم گیری در این مورد برعهده خودم بوده است. طی این سالها به دنبال تثبیت جایگاه مالی و شغلی خودم بوده ام و کم کم دارم به جایگاهی میرسم که مطمئن و امن است و می توانم فرد جدیدی را وارد زندگیم کنم.

خدا را شکر به لحاظ مالی به جایگاهی رسیده ام که بتوانم به ازدواج فکر کنم. انشاا.. ظرف یک سال آینده این اتفاق خواهد افتاد.»

دسته بندي: سرگرمی,عکس های بازیگران,دانستنی ها,جالب,

سوتی های جالب ایرانی

 

 

سوتی های جالب ایرانی (طنز و خنده)

یه روز دوستم یه جایی زنگ زد میخواست بگه سلام خسته نباشید یهو گفت الو خلام

* * *

با دامادمون باهم نشسته بودیم که موبایل دامادمون زنگ خورد بهم گفت گوشیو بردار بهش بگو فلانی رفته گوشیشو جا گذاشته ..منم گوشیو برداشتم بعد از گفتگو خواستم بهش بگهم ..بخشید به فلانی بگم کی زنگ زده بود …بهش گفتم بگم مزاحم کی بود؟؟؟

* * *

یه روز داشتم با کامپیوترم کار میکردم و به پسر خالم گفتم که تازگیا ویروسی شده.وقتی مادر بزرگم حرف من را شنید ماسکش را زد به صورتش به سرعت برق از اتاق من رفت بیرون.هنوز هم وقتی این ماجره را با پسر خالم تعریف میکنیم تا یک ساعت میخندیم.

 

* * *

 

من تقریبا دو هفته پیش به رئیس ادارمون زنگ زدم گفتم (آقای مهندس شما تا کی اداره اید که من تشریف بیارم خدمتتون)
وقتی کمی مکث کرد فهمیدم که چی گفتم .

* * *

یادم تازه رانندگی یاد گرفته بودم اومدم ماشین رو بزنم توی کوچه بغل کوچه یک تیر برق بود که بغل ماشین گرفت به تیر برق
بعد ماشینو زدم توی کوچه و از ترس بابا نصف شب بیدار شدم به صورت خاموش ماشین رو هل دادم بیرون بعد دوباره ماشینو از اونور زدم توی کوچه به طوری که بغلش که داغون شده بود اونور باشه
صبح زود با صدای بابام از خواب بیدار شدم که داشت سر و صدا میکرد
منم گفتم نمیدونم
شاید یکی بهتون زده و خدتون خبر ندارین
بعد بابام گوشم رو گرفت و برد بیرون و روی تیر برق رنگ اضافی ماشین رو نشونم داد
این بزرگترین سوتی عمرم بود

* * *

یه بار خونه مامان بزرگم بودیم که خاله و دختر خالمم اومدن بعدا همه رفتن بیرون فقط ما موندیم دختر خالم گفت می خوای ازت عکس بگیرم گفتم باشه….
بعد نشستم روی مبل و ژست گرفتم محدثه (دختر خالم)هی می گفت نه بابا اینجوری نکن،،،چرا اینجوری می خندی،،دستاتو اینجوری بذار خلاصه ۳ ساعت داشتم خودمو درستمی کردم
حالا که ازم عکس گرفت دیدم از اونور گرفته و من اصلا توش نیستم…از شدت عصبانیت داشتم می پوکیدم که دختر خالم روی زمین پخش شده بود و می خندید

* * *

یه روز تو دهنم افتاد بود که دیگه سوتی ندم بعد به رفیقم گفتم بیا دیگه سوتی ندیم گفت از کی گفتم از هر کی

* * *

یه بار امتحان زیست داشتم و اصلا هم لای کتابو باز نکرده بود بخاطر همین تو زنگ تفریح داشتم تندتند از روی کتاب میخوندم که یه سوتی باحال دادم که اونم این بود:
متن این بود که قلب تلمبه ایست ک…. ولی من خوندم قلب قلمبه ایست که!!!!سریع و بلند خونده بودم که یهو دیدم همه با اون استرسی که داشتن زدن زیر خنده…منم بعد از چند دقیقه تجزیه تحلیل تازه فهمیدم چیشده و از هرچی تلمبه و قلمبه بدم اومد!!!

* * *

یادمه کلاس دوم ابتدایی میخواستم معلمو صدا کنم که بلند داد زدم:مامان بزرگ! که بچه ها کلی بهم خندیدن.

* * *

یه روز تو مدرسه یه معلم داشتیم هی با صندلیش بازی میکرد یعنی صندلی شو عقب جلو میکرد.
یه بار داشت درس میداد منم داشتم با بغلیم حرف میزدم.دیدم که فهمید دارم حرف میزنم.
همون موقع داشت با صندلیش بازی میکرد به من گفت آقای عزیز آقای محترم…یهو صندلی چپه شد.با مخ افتاد زمین.ما از خنده نیمکتا رو گاز گرفتیم.

* * *

یه شب با یکی از دوستام رفتیم سوپر مارکت که چی بخرم دوستم زودتر رفت تو من همی که خواستم برم تو گوشیم زنگ خورد وقتی که صحبتم تموم شد رفتم تو سرم پایین بود با صدای نسبتا بلند گفتم سلام حاجی.
چشمتون روز بد نبینه تا سرمو کردم بالا از خجالت اب شدم فروشند مرد نبود یه زن با دوتا دختربود خیلی خجالت کشیدم اونها هم با تعجب داشتن نگام میکردن بدش سریع رفتم بیرون.

* * *

من تو موسسه حسابرسی کار میکنم
یه روز به یه مدیر عامل زنگ زدم که تعداد کارکنان موقت و دائمشو بپرسم.
زنگ که زدم زبونم نچرخید گفتم تعداد کارمنای دالم و ملقتتون چند نفره.
یارو پشت تلفن داشت قه قه ازم میخندید.

* * *

یه روز مامانم ازم خواست برم مغازه چند تا چیز بخرم شلوارمو عوض کردم و سوار موتور شدم و رفتم بعد از کلی این مغازه و اون مغازه رفتن, بر گشتم خونه شلوارمو عوض کردم دیدم شلوارم کامل پاره است و حواسم نبوده !!!!!!! بعد از اون تا یه هفته از خونه نرفتم بیرون

* * *

یه روز تو خوابگاه بودیم با بچه ها چند نفری نقشه کشیدیم که هر کس از در میاد داخل روش جشن پتو بگیریم و بزنیمش
همه آماده بودن یکی از بچه پشت در پتو رو توی دستش گرفت و منتظر شد بقیه هم زیر تخت ها مخفی شدیم
در باز شد و پتو رو انداختیم روی طرف و تا جایی که میتونستیم زدیمش
بعد که پتو رو برداشتیم فهمیدیم سرپرست خوابگاه زیر پتو بوده!!!!!!!سرپرست هم از هممون تعهدنامه کتبی گرفت

* * *

یه بار توی خیابون یه نفر رو دیدم مثله دوستم بود از پشت رفتم و تند زدم توی کمرش وقتی بر گشت فهمیدم اشتباهی گرفته بودمش
طرف هم چند تایی ما رو زد!!!!!!

* * *

یه روز خالم تو بیمارستان بستری بود منم گوشی رو گرفتم زنگ زدم به موبایلش که حالشو بپرسم… دیدم گوشی رو خواهر شوهرش برداشت بعد گفت شما ؟ منم حول شدم گفتم من شوهر خواهرشون هستم.
مادرمو داداشم از خنده ترکیدن

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

سری جدید پ نه پ و د نه د های خنده دار و باحال


در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده
می گه آخی دردت اومد؟
د نه د دیدم شب جمعه اس به یاد رفتگانمون افتادم یه دیده ای تر کردم

 
 

می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمی اومد
به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد
بعد خواهرم اومده می گه می خوای زنگ بزنی؟
پ نه پ احساسی که بهش دارم یه حسه فوق العادست

 

 

رفتم در خونه رفیقم
از پشت آیفون می گه تنهایی دادا؟
پ ن پ خونه محاصره ست بهتره مقاومت نکنی

 

 

با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم
صف 40 متری نوبتم شده
یارو می گه  پسر جون تو هم نون می خوای ؟
د نه د تا الان قطار بازی می کردیم ما واگن آخرم بودیم

 

 

مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
پ نه پ من بیل گیتسم می خواستم ریا نشه این عکسو زدم

 

 

از دستشویی شرکت اومدم بیرون
منشیه یه نگاهی می کنه و با پوزخند می گه دستشویی بودین ؟
پ نه پ آفتابه طفلی کاره واجب داشت رفته مرخصی رفتم جاش واستادم

 

 

دارم تو تختم می خوابم
بابام می گه داری می خوابی؟
پ ن پ  دارم تشکو تست می کنم

 

 

دو دقیقه دیر رفتم سر کلاس
استادمون رفته تو نقش می گه شما دانشجوی این کلاسید؟
پ نه پ دانشجوی کلاس آواز استاد ایرج مهدیانم
مگه شما استاد مهدیان نیستید؟

 


 
تو جاده پلیس دیدم دستمو کردم بیرون انگشتمو می چرخونم
رفیقم می گه : داری به ماشینای روبرویی علامت میدی؟
پ نه پ انگشتم تو دماغم بوده داغ کرده دارم خنکش می کنم

 

 

میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟
میگه برا دندونات؟
پ نه پ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم

 

 

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه
میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟
د نه د هنوز به اونجا نرسیدیم فعلا با خواهش و تمنا دارم کارمو پیش می برم

 

 

سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟
میگه تقلب می خوای کلک؟
پ نه پ می خواستم سر حرفو باز کنم … عشق نمی خوابه …تو رو خواستن نمی خوابه …

 

 

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام
میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پ نه پ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست

 

 

دارم تراکِت پخش می کنم تو خونه ی مردم
بعد یه زنه اومده میگه آقا شما تراکت پخش می کنید؟
میگم پ نه پ نقاشی کشیدم دارم میندازم خونه مردم ، با اس ام اس بهم نمره بدن

 

 

دارم فیلم گریه دار میبینم
گریه میکردم  مامانم اومده می گه فیلمش گریه داره ؟
پ نه پ خنده داره من دارم گریه می کنم کارگردانشو ضایع کنم !

 

 

رفتم داروخونه کرم ترک پا بگیرم
می گه واسه پا میخواین؟
پ ن پ میخوام در جهت از بین بردن ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم

 


رفته بودم باغمون، چند تا گلابی افتاده بود باغ همسایه رفتم اونارو بردارم
صاحبش اومده میگه رفتی بالا درخت تکوندیش؟
گفتم پ ن پ درخت رو گذاشتم رو ویبره بهش زنگ زدم اینطوری شد

 

 

رفته بودم از یخچال میوه بردارم، بعد از چند لحظه آژیر هوشمندش بلند شد
مامانم داد زده میگه در یخچالو باز کردی؟
گفتم پ نه پ آژیر قرمزه جنگ شده

 

 

با یه دسته پول رفتم بانک
کارمند میگه میخوای بریزی به حساب ؟
گفتم پ ن پ عاشقتم اومدم بریزم به پات

 

 

وسط تابستون رفتم به مدرسه سر بزنم
ناظممون میگه : اومدی ببینی معلمای سال دیگه تون کین؟
گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بشینم سر کلاس درس

 

 

داشتم آهنگو هی جلو عقب میکردم که تکست آهنگو بنویسم
دوستم میگه: تویی هی آهنگو جلو عقب میکنی؟
میگم  پ نه پ خواننده رو این قسمتش خیلی تاکیید داره

 

 

مامانم میگه ۳۰ سالت شده نمی‌خوای سر و سامون بگیری
میگم یعنی‌ زن بگیرم؟
میگه پـَـ نـَـ پـَـ 12 ساعت کمه ۲۴ ساعته برو تو اینترنت باعث افتخار ما و فامیل شو

 


 
سگ افتاده دنبالم داشتم فرار میکردم
دوستم گفت سگ افتاده دنبالت
پـَـ نـَـ پـَـ مسابقه دوه میخوام اول شم

 

 

دارم از شرکت میام بیروون میگم خداحافظ
میگه داری میری ؟
پـَـ نـَـ پـَـ  دارم میام

 

 

داشتم چایی می خوردم رفیقم یه مگسا زد صاف افتاد توی چایی
گفت : آخ افتاد تو چاییت؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ خودش پرید اینتو یه دست به آب برسونه
 


 

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم بریییید برییییییید

 


 
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه
هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته

 

 

داریم 10 نفری بازی شبکه ای می کنیم
اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ عذاب داره  ولی ما اسکولیم !


 

به مامانم میگم من میرم کارواش
میگه ماشینم میبری؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم

دسته بندي: سرگرمی,پـَــــــ نــــــه پـَــــــ,مطالب طنز,جک,

جملات خنده و طنز جدید !


با فک و فامیل نشستیم اسم فامیل بازی کردیم
    دائیم برای میوه با «ی» نوشته یه کیلو خیار!

 

این فیلما که مادر پدرا قبل از رفتن تو اتاق بچه شون در می زنن اجازه می گیرن، اینا همش کلک سینماییه، جلوه های ویژه ست!

 

  دقت کردین ما ایرانیا همه چیو می ذاریم رو زغال:
    جوجه، گوشت، دیزی، چای، ذرلت، اسپند، گوجه، فلفل، بادمجان، سیب زمینی  تنباکو، تریاک، قلوه، جگر، دل، دنبه

 

 روزگارا که چنین سخت به من می گیری با خبر باش که خیلی داری سخت می گیری دیگه! مسخرشو درآوردی

 

مشکلات از جایی شروع شد که به هر کی گفتیم نوکرتیم فکر کرد واقعا اربابه

 

مصارف جعبه یک بار مصرف پنیر در بعضی نقاط:
    - خود پنیر
    - قالب یخ
    - پیمونه برنج
    - جا قرصی
    - جا ادویه ای
    - جا مدادی
    - کاسه حمام
    - تفاله گیر ظرفشویی
    - تحویل به بازیافت
    - افسوس خوردن که چرا دادنش بازیافت


 

یکی از فانتزیام اینه که یه قوطی نارنجی بخرم و توش اسمارتیز بریزم تو جمع غریبه ها ادای آدم مریض ها رو درآرم یکی ازم پرسید چی شده؟
    بگم چیزی نیست، همون سردردهای همیشگی
    بعدم چندتاشو بخورم بگم آآآآآآه
    لامصب اِندِ کلاسه!

 

دوستای عزیزی که می رین باشگاه، تو رو خدا رو همه قسمت های بدنتون متناسب کار کنین
    بعضیا بالاتنشون اندازه گودزیلاست پاها عین ملخ مزرعه!


 

روز تولد بابام با کلی ذوق و شوق پولامو جمع کردم و یه ساعت مچی بهش کادو دادم
    برگشته می گه ممنونم پسر گلم ولی احتیاجی به این کارا نبود
    همین که سعی کنی تو زندگیت آدم باشی برای من باارزش ترین هدیه س!

 

هر کس فیس بوک را نشناسد
    نیمی از عمر خود را به فنا داده است
    و هر کس بشناسد، تمامآن را!


 

یه آهنگ خیلی قدیمی هم هست که تقریبا مال دوره صفویانه. می گه که ...
    چیه؟ انتظار داری من بدونم چی می گه؟ مگه ضبط بوده اون موقع؟

 

کار بابام از کولر گذشته
    دیگه شبا بلند میشه میاد مودم رو خاموش میکنه!


 

پسره با سن داداشش رو هم 13 سال نمی شه بعد استاتوس زده
    GalexyS4 یا I-Phone
    کدومش؟
    اگه یکیش رو برام نگیرن شب خونه نمی رم!
    من سن اون بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که می خواستم برم با خودم می بردم، بعدش تشت رو آب می کردم با کله می رفتم توش و ساعت ها به شادی می زیستم! والا!

 

دکمه روشن کنترلو 20 بار می زنی تلویزیون روشن نمی شه
    عصبانی می شی، 2 بار پشت سر هم محکم فشار می دی روشن می شه دوباره خاموش می شه!


 

دیگه به درجه ای از عرفان رسیدم که واسه خودم یه چیزی تعریف می کنم می خندم
    تازه آخرش هم از خودم می پرسم جان من؟!

 

گفت بی من چی می کشی؟
    گفتم نفس!


 

قبض موبایلمو برای بابام فرستادم آخرشم نوشتم بوس!
    بابام بهم اس ام اس داد اون بوسو پاک کن قبضتو بفرست واسه اون پدر سوخته ای که باهاش حرف می زدی!

 

بهترین مکان برای خواب خونه خود آدمه
    راحت ترین توالت، توالت خونه خود آدمه
    راحت ترین لباس، لباس خود آدمه
    خوش فرمون ترین ماشین، ماشین خود آدمه
    بهترین جزوه، جزوه خود آدمه
    تمیزترین دست، دست خود آدمه
    بامزه ترین بچه، بچه خود آدمه
    ولی خوشبوترین ادکلن، ادکلنه کسیه که تو خیابون از کنارت رد می شه!


 

به نمک روی آلوچه قسم، خانومه اومده می گه:
    ببخشید شما که کامپیوتری هستی، نرم افزار free space داری؟
    هر چی میخوام کپی کنم رو هاردم می گه free space نیاز داری!
    خدا به سر شاهده قلبم گرفت اصلا!

 

یه سوالی ذهنمو درگیر کرده
    خه من که سنی ندارم، کی وقت کردم این همه بدبخت شم؟


 

یکی از محاسبه هایی که سریع انجام می دیم، محاسبه فاصله من و دادشم و خاهرم نسبت به آیفونه وقتی یکی زنگ درو می زنه!

 

دقت کردین همیشه وقتی دستاتون کثیف یا دستکش دستتونه صورتتونن خارش می گیره؟

 

بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست
    وقتی می رم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ می زنه می گه می دونی ساعت چنده؟!

 

تو خیابون لم داده بودیم به یه ماشین مازراتی یک میلیارد و 200 میلیونی
    یه پسره اومد بهم گفت ماشین خودته یا بابات؟
    نیم نگاهی بهش کردم و گفتم دوست داشتی تو هم یکیشو داشتی؟ سوئیچشو درآورد سوارش شد و رفت.
    درجا افسردگی گرفتم الانم تحت درمانم!


 

پسرا موجدات شادی هستن به چند دلیل:
    - اسم و فامیلشون رو همیشه نگه می دارن
    - مکالمات تلفنی شون بیشتر از یه دقیقه نیست
    - برای یه سفر پنج روزه یه شلوار جین کافیه
    - اگه جایی دعوت نشن قهر نمی کنن
    - در طول زندگی نیازی به تغییر مدل مو ندارن
    - برای 25 نفر در طول 25 دقیقه سوغاتی می خرن

 

بالاخره تو شرکت اپل استخدام شدم
    اونجا سیب گاز می زنم!


 

یه شوهرم نداریم که به هوای اون حالا قورمه سبزی که نه ولی حداقل یه نیمرو پختن یاد بگیریم!



   چقدر خوبه وقتی که داری جوجه کباب درست می کنی خودش بچرخه و بگه: اینجام ... اینجام ... اینجام نپخته! این دانشمندا چیکار می کنن پس؟ الکی فقط دارن حقوق می گیرن!

 

یارو از نیمرخ شبیه قالپاق پیکانه
    استاتوس زده درگیرم نشو رسوا نمی شوم!
    آخه پلشت تو خوبه عامل جنگ جهانی سوم نشدی!

 

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار می کنم
    بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه؟
    میگم نه، رو زمین داشت گریه می کرد گذاشتمش رو پاهام آروم بگیره! بعد بهش میگم کاری داری باهاش؟
    میگه نه، صدای گریه ش تا تو اتاق من میومداومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

بازی چه نقشی در رشد شخصیت فرزند دارد ؟

بازی چه نقشی در رشد شخصیت فرزند دارد ؟

دختر بچه‌ای که در بازی‌هایش کفش پاشنه بلند مادر را می‌پوشد یا پسر بچه‌ای که با گرفتن کیف پدر اصرار دارد نقش پدر را بازی کند هر دو تلاش می‌کنند به روش خودشان ویژگی‌های شخصیتی مادر و پدر را درونی کنند. در حقیقت بازی‌هایی از این دست‌‌ همان مامان‌بازی و خاله‌بازی‌های خودمان هستند که به اعتقاد حیدر حسینی، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی بالینی نه تنها نگران کننده نیستند بلکه بچه‌ها را برای پذیرفتن نقش‌های‌شان در زندگی آماده می‌کنند.

این یک تمرین است!

بازی‌هایی مثل مامان‌بازی، خاله بازی و... در گروه بازی‌های تقلیدی و نمایشی قرار می‌گیرند. بازی‌هایی که گرایش کودکان به آن‌ها برخلاف تصور خیلی از پدر و مادر‌ها نه تنها ایردای ندارد بلکه نقشی مهم و کاربردی در تکوین ساختار شخصیت کودکان نیز بازی می‌کند. دختر بچه‌ای که کفش پاشنه بلند مادر را می‌پوشد، سراغ لوازم آرایش او می‌رود یا پسر بچه‌ای که سراغ ابزار کار پدر می‌رود، تلاش می‌کند ویژگی‌های شخصیتی پدر و مادر را به روش خودش درونی کند. دختربچه‌ای که در بازی‌هایش رفتار مادر را تقلید می‌کند در حقیقت به تمرین نقش جنسیتی خودش با استفاده از نمادهای مادرانه مشغول است و این دقیقا‌‌ همان اتفاقی است که در مورد پسربچه‌ای که در بازی‌هایش پدر را تکرار می‌کند، رخ می‌دهد.


بعد از 20 ماهگی

تعیین محدوده سنی دقیق برای گرایش کودکان به بازی‌های تقلیدی و نمایشی، کاملا نسبی و در گرو شرایط محیطی و ویژگی‌های رشدی آن‌هاست. اما بنابر قواعد رشدی بچه‌ها از ۲۰ ماهگی به بعد برای تکرار و تمرین بازی‌هایی که کنش متقابل شرط اصلی آن‌هاست، آماده‌اند. حال آن‌که بازی‌های تقلیدی و نمایشی مثل خاله‌بازی و مامان‌بازی هم در همین گروه قرار می‌گیرند. اما اگر کودکی زود‌تر از این سن به بازی‌های تقلیدی گرایش پیدا کند در حقیقت این توانایی را دارد که زود‌تر از قواعد معمول محیطش را درونی کند. بنابراین نه تنها جای نگرانی برای والدین باقی نمی‌ماند بلکه آن‌ها باید این گرایش را در شمار توانایی‌ و امتیازهای فرزندشان قرار بدهند.


شما الگوی اصلی هستید

پدر و مادر‌ها باید به یاد داشته باشند تقلید نقش، جزو روند رشدی کودک است و کاملا اجتناب‌ناپذیر. وقتی کودک رفتاری را تقلید می‌کند یعنی آن رفتار را باور کرده و برایش مهم و ارزشمند است. بنابراین وقتی ما به عنوان پدر و مادر در جریان این رفتارهای تقلیدی شاهد رفتار اشتباهی از کودک هستیم، حتما باید تمام حواس‌مان را متوجه خودمان بکنیم. مثلا اگر پسر کوچولوی ۲ ساله شما در بازی‌هایش سیگار کشیدن را تقلید می‌کند به جای نگرانی از گرایش او به رفتار بزرگ‌تر از سنش باید به این فکر کنید که برای او پدر نماد قدرت است پس وقتی پدر سیگار می‌کشد او هم باید همین رفتار را تقلید کند!


وقتی بچه‌ها اصرار دارند

زمانی باید نسبت به گرایش بچه‌ها به این قبیل بازی‌ها احساس خطر کرد که کودک در انجام آن‌ها اصرار دارد. البته ارائه یک تعریف درست از واژه اصرار کاملا ضروی است. وقتی کودک شما بدون در نظر گرفتن هیچ حد و مرز زمانی و به صورت یکنواخت به تکرار یک بازی گرایش پیدا می‌کند، به گونه‌ای که مثلا بازی کردن با رژ لب مادر و ماندن در نقش پدر برای او حتی نسبت به خوردن و خوابیدن هم در اولویت قرار می‌گیرد، باید نسبت به آن حساس شد.

اما در حالت کلی بچه‌ای که کارتونش را می‌بیند، با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند و در کنار آن‌ها به این قبیل بازی‌ها هم گرایش دارد جای هیچ نگرانی برای والدین باقی نمی‌گذارد. چرا که این بازی در حقیقت زمینه‌ساز بخشی از روند طبیعی رشد کودک است.


شما بازیگرید نه کارگردان!

برخی از والدین به غلط تصور می‌کنند باید نحوه رشدی کودکان را به آن‌ها آموزش بدهند. آنها به دنبال همین باور اشتباه مدام به دنبال این هستند که با استفاده از بازی‌های فکری، لگو و... آن‌ها را متفاوت بار بیاورند. اما این تلاش اصلا قابل توصیه نیست. بازی بخشی از روند رشد بچه است و نقش والدین در این روند هم صرفا همراهی و هدایت آن‌هاست نه کارگردانی بازی.

البته در بازی‌های آموزشی که در سنین بالا‌تر و در حدود ۶ سالگی شروع می‌شود و بعد از ورود بچه‌ها به مدرسه هم ادامه پیدا می‌کند، شرایط فرق می‌کند. در این قبیل بازی‌ها هدف اصلی این است که موضوعی مستقیما به بچه‌ها آموزش داده شود. بنابراین دخالت موثر و کارگردانی درست ماجرا مهم است. اما تا قبل از این سن و زمانی که بحث آموزش‌های غیرمستقیم در میان است، والدین حین بازی صرفا باید هم‌بازی‌ بچه‌ها باشند.


این شمایید که تقلید می‌شوید!

بازی‌های تقلیدی و نمایشی در حقیقت فرصتی برای نمایش درونیات و برون‌ریزی رفتار بچه‌ها هستند و برخلاف باورهای ما قصد این نیست که از طریق بازی‌کردن با بچه‌ها چیزی را به صورت مستقیم به آن‌ها آموزش بدهیم. در حقیقت بازی‌های تقلیدی و نمایشی فرصتی هستند برای ما که نقاط ضعف رفتاری کودکان را بشناسیم و با بررسی علل پیدایش آن‌ها با استفاده از روش‌های غیرمستقیم برای رفع‌شان اقدام کنیم.

مثلا اگر بچه‌ای در نقش مادر یا پدر به عروسک یا حتی کودک مقابلش پرخاش می‌کند، رفتار خشنی دارد یا اصرار دارد حرفش را به کرسی بنشاند پدر و مادر را وا می‌دارد تا نسبت به این رفتار او کنجکاو شوند و از طریق آموزش‌های غیرمستقیم مثل خواندن قصه، رعایت طرز برخورد با یکدیگر و حتی نوع صحبت کردن در مکالمات تلفنی، برخورد درست را به کودک آموزش بدهند. یادمان باشد کودک در حقیقت در این بازی‌ها دارد نقش ما به عنوان پدر و مادر را تقلید می‌کند.


باید احساس خطر کنید

به طور کلی گرایش کودکان به تقلید رفتار پدر و مادر‌ها اصلا غیر طبیعی نیست. اینکه پسر بچه‌ای دوست دارد لباسی درست مثل لباس پدرش داشته باشد، در بازی‌هایش سراغ کیف او می‌رود و در بازی با بچه‌های هم سن و سال همیشه نقش پدر را بازی می‌کند، یا دختر بچه‌ای که در میان بازی‌هایش تمایل دارد سراغ کیف آرایش مادر برود یا حتی با کفش‌های او راه برود کار خطایی انجام نمی‌دهد بلکه شناخت درست را از تشابه‌های جنسیتی‌اش به تصویر می‌کشد.

در حقیقت زمانی این رفتار نگران‌کننده می‌شود که مثلا پسربچه‌ای به استفاده از لوازم آرایش مادر گرایش پیدا کند یا دختر بچه‌ای به ایفای نقش پدر و حتی لباس پوشیدن مثل او اصرار داشته باشد. در این شرایط است که باید نسبت به روند طبیعی همانندسازی در ‌کودکان احساس خطر کرد.


می‌خوام آمپول بزنم، فقط همین!

یکی از بازی‌های تقلیدی که کودکان به خصوص کودکان ۳ تا ۶ ساله به آن گرایش عجیبی دارند دکتر بازی است. آن‌ها می‌خواهند در جریان این بازی یکدیگر را معاینه کنند و به هم آمپول بزنند بنابراین دور از انتظار نیست که در گیرودار این بازی اعضای بدن یکدیگر را هم ببینند و دقیقا همین بخش ماجراست که واکنش شدید پدر و مارد‌ها را برمی‌انگیزاند. اما والدین همیشه باید به یاد داشته باشند که این رفتار‌ها با قصد و غرض جنسی صورت نمی‌گیرد و اگر درست هدایت شود حتی قرار نیست به روابط جنسی منتهی شود. این بازی‌ها صرفا از یک کنجکاوی کودکانه سرچشمه می‌گیرند. بنابراین راه مناسب مقابله با آن‌ها دعوا و سرزنش شدید نیست.

در عوض باید در فضایی خارج از بازی‌ راجع به فضای خصوصی افراد با آن‌ها صحبت کنید، اینکه برخی از نواحی بدن جزو همین فضای خصوصی قرار می‌گیرند و باید از دید دیگران پوشیده بمانند. همچنین تذکر این موضوع که نباید لباس دوستش را برای آمپول زدن کنار بزند، همین‌طور که نباید اجازه این بازی را به او بدهد. در حقیقت شما با استفاده از این توضیحات و حتی تکرار آن‌ها در زمان‌های مناسب کودک‌تان را از انجام چنین کاری منع می‌کنید و محدوده بازی را برایش مشخص می‌کنید آن هم بدون اینکه کنجکاوی او را بیشتر از قبل تحریک کرده باشید.

البته بهتر است با مشاهده گرایش بچه‌ها به این بازی دورادور مراقب رفتارهای آن‌ها باشید تا زمانی که لازم بود به طور غیرمستقیم و به بهانه‌هایی مثل دعوت آن‌ها به تماشای تلویزیون یا حتی خوراکی‌هایی که دوست دارند، حواس‌شان را پرت کنید.

دسته بندي: سرگرمی,روانشناسی,دانستنی ها,جالب,

تست هوش جای علامت سوال چه عددی باید بگذاریم ؟

به نظر شما به جای علامت سوال در اولین ستاره از سمت راست چه عددی باید بگذاریم ؟!

تست هوش جای علامت سوال چه عددی باید بگذاریم ؟

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

 
پاسخ عدد 7 می باشد

با توجه به شکل بالا در هر ستاره عددی که در مرکز قرار گرفته اند برابر اختلاف اعداد زوج و اعداد فردی است که در گوشه های ستاره قرار گرفته است.

دسته بندي: سرگرمی,روانشناسی,دانستنی ها,علمی,جالب,

علائمی در مورد عشق شدید مردان به زنان

علائمی در مورد عشق شدید مردان به زنان
 
 حس محبت و دوست داشتن یك ودیعه الهی است كه در وجود همه انسان‌ها قرار داده شده و هر كسی بنا بر شخصیتی كه دارد این حس را به گونه‌ای متفاوت بروز می‌دهد. در زندگی همه ما بارها پیش آمده كه از خودمان می‌پرسیم آیا همسرم یا نامزدم مرا واقعا دوست دارد؟ اما رسیدن به پاسخ این سؤال برای خیلی از ما دشوار است چون اخلاقیات آقایان و بروز احساسات درونی‌شان در بیشتر مواقع با خانم‌ها متفاوت است و بالطبع نشانه‌های دوست داشتن و ابراز علاقه برای مردان شباهتی به روش‌های زنان ندارد. برخی ویژگی‌ها به صورت ذاتی در وجود انسان‌ها قرار دارد كه البته بنابر شرایط حاكم بر محیط زندگی شكلی به خود می‌گیرد. به هر حال هیچ‌وقت این موضوع را فراموش نكنید كه هر انسانی روش منحصربه‌فردی برای ابراز علاقه دارد و نمی‌توان توقع داشت كه مردها هم مانند زنان احساسات‌شان به راحتی روی زبا‌ن‌شان بچرخد. آقایان بیشتر با رفتارهای‌شان به شما نشان می‌دهند كه چقدر به شما اهمیت می‌دهند و چقدر شما را دوست دارند.

چقـدر همسـرتان را می‌شناسید؟

مهم‌‌ترین نكته‌ای كه باید در این قسمت به آن توجه كنید این است كه از خودتان بپرسید چقدر همسرتان را می‌شناسید و تا چه حد به روحیات او آشنایی دارید. هرچه شناخت شما نسبت به همسرتان بیشتر باشد می‌توانید به میزان علاقه او نسبت به خودتان پی ببرید پیش از هر چیز باید چند اصل را به خاطر بسپارید.

1. مردان به طور ذاتی دارای ویژگی‌ حامی و پشتیبان بودن هستند و به همین دلیل هرچه میزان علاقه‌ای كه به شما دارند بیشتر باشد سعی می‌كنند از شما حمایت كنند اما فراموش نكنید كه نحوه حمایت مردان از خانواده با نحوه حمایت زنان كاملا متفاوت است.

2. هیچ‌وقت راجع به مردی قضاوت نكنید چون اصولا زن‌ها وقتی می‌خواهند درباره موضوعی قضاوت كنند خودشان را جای آن شخص یا آن موقعیت قرار می‌دهند در صورتی كه این روش اصلا صحیح نیست.

3. سعی كنید پیش از اینكه صفتی را به همسرتان نسبت دهید دلیل كاری را كه انجام داده جویا شوید با این كار می‌توانید او را بهتر درك كنید ضمن اینكه با نسبت دادن صفتی خاص به همسرتان دردی از شما دوا نخواهد شد.

معرفـی چنـد نشانـه اصلـی

در این قسمت نشانه‌هایی را به شما معرفی می‌كنیم كه با آنها به میزان علاقه همسرتان نسبت به خودتان پی خواهید برد و در ادامه ویژگی‌های اخلاقی او را عنوان می‌كنیم كه به شناخت شما كمك می‌كند.

1. منتظر تلفن شماست

 یكی از ویژگی‌های مرد عاشق این است كه در هر شرایطی دوست دارد وقت خودش را با شما سپری كند حتی وقتی كه پیش یكدیگر هم نیستید به فكر شماست و ترجیح می‌دهد با تلفن یا پیامك با شما در ارتباط باشد. هرچند كه بیشتر آقایان زیاد از تلفن صحبت كردن خوش‌شان نمی‌آید اما اگر قرار باشد با همسری كه دوستش دارند صحبت كنند چندان هم از این كار بدشان نخواهد آمد و حتی منتظر تماس شما می‌شوند و با این كار به شما نشان می‌دهند كه دوست‌تان دارند.


مردی باسلیقه و مغرور است. معمولا خیلی به سر و وضعش می‌رسد و نگران ظاهرش است. او یك مرد خوش‌لباس است كه كیفیت و تجمل را دوست دارد. دوست دارد محل زندگی‌اش دنج و قشنگ و با امكانات رفاهی باشد. از تمجید و ستایش كردن خجالت نمی‌كشد و از این بابت بسیار راحت است. او دلش می‌خواهد متفاوت‌‌ترین، كم‌نظیرترین و تاثیربخش‌ترین چیزها را داشته باشد. سخاوتمند است و در مورد پول دست و دلباز است. او عاشق چیزهایی مثل گل، موسیقی ملایم، رستوران‌‌های دنج و مهمانی‌های مجلل است.

2. سعی می‌كند آراسته باشد

وقتی قرار است شما را ببیند به خودش می‌رسد و دوست ندارد شما او را خسته و نامرتب ببینید همان‌‌طور كه خودش هم دوست ندارد شما خسته و نامرتب باشید. مردی كه سعی می‌كند در كنار شما بی‌عیب و نقص به نظر بیاید حتما شما را خیلی دوست دارد و برای شما ارزش قائل است و همیشه بهترین‌ها را برای‌تان فراهم خواهد كرد. چون آرامش و آسایش شما برایش مهم است به‌خصوص در مواقعی كه قرار است به دیدار دوستان یا اقوامش بروید، او سعی می‌كند طوری لباس بپوشد كه شما راضی باشید. اینها همه از نشانه‌های دوست داشتن به روش مردانه است.

او تقریبا همیشه هدفی دارد كه برای نیل به آن سخت می‌كوشد. توقعش در عشق آن است كه شما هر آنچه را در توان دارید انجام دهید و كمك كنید او به هدفش برسد. امنیت خاطر خیلی برایش اهمیت دارد. اگر می‌خواهید چنین مردی عقاید و خواسته‌های شما را مدنظر قرار دهد باید بیاموزید كه در رابطه با او سیاستمدار باشید زیرا او به سیاست و تدبیر و كاردانی احترام می‌گذارد. آنچه دوست ندارد شورش و نافرمانی است. می‌تواند به طرزی خارق‌العاده حامی و پشتیبان شما باشد. جاه‌طلب است او سرسپرده شما نخواهد شد مگر آنكه بداند شما آماده‌اید سرسپرده او و اهدافش شوید.

3. وقتی از سركار به منزل برمی‌گردد

از نشانه‌های حمایت و دوست داشتن بعضی از مردها، این است كه هنگامی كه از محل كار به منزل برمی‌گردند سعی می‌كنند خستگی‌های محل كارشان را با خود به خانه نیاورند چون نمی‌خواهند محل آسایش خودشان را با درگیری‌های محل كاری‌شان خراب كنند. شاید به نظر شما بیاید كه بهتر است در مورد مشكلات و جزئیات كار همسرتان اطلاع داشته باشید اما همیشه اینگونه نیست و گاهی پیش می‌آید كه برخی از مردان ترجیح می‌دهند شما را درگیر حاشیه‌ها و دلمشغولی‌های كارشان نكنند و حتی بعضی از آنها برای اینكه كوچك‌ترین ناراحتی و نگرانی‌ای برای شما پیش نیاید نه‌تنها در مورد كار با شما صحبت نمی‌كنند بلكه با روی گشوده و حتی با خرید گل پیش شما می‌آیند بنابراین در این مورد بهتر است خیلی وسواس به خرج ندهید چون این هم یكی از نشانه‌های خوبی است كه می‌توانید به آن دقت كنید و البته از آن لذت ببرید.


او در جهان عقیده‌ها به سر می‌برد و معمولا از احساساتی‌ شدن وحشت دارد. او اغلب احساساتش را به عنوان نوعی ضعف و چیزی كه اسباب شرمندگی است تلقی می‌كند. مرد وفاداری است و از آنجا كه در ابراز احساساتش ناشی و بدقلق است معمولا آنچه كه می‌گوید از ته دل است حتی اگر یك بار هم در زندگی به شما گفته باشد كه دوست‌تان دارد. همچنین او معتاد به حقیقت است و دروغگویی را دوست ندارد و شما می‌توانید بیشتر مواقع حرف او را باور كنید. او یك یار و معاشر جالب است و می‌داند كه چگونه می‌تواند یك دوست خوب باشد. قادر به از خودگذشتگی است و همیشه نگران حال دیگران به خصوص افراد خانواده‌اش است. شنونده‌ای فوق‌العاده و مشاوری دقیق و منصف است.

4. از دستپخت شما تعریف می‌كند

گاهی پیش می‌آید كه به دلایل مختلف غذایی را درست كنید كه خیلی خوشمزه نباشد و از آن بدتر مواقعی است كه خودتان متوجه این موضوع نشده‌اید و فكر می‌كنید كه این غذا هم مثل تمام غذاهایی كه طبخ می‌كنید باب میل همسرتان است. در چنین مواقعی مردی كه این قضیه را عنوان نمی‌كند و برای اینكه شما ناراحت نشوید تمام غذایی را كه جلویش است با اشتها می‌خورد در حقیقت با رفتارش به شما می‌گوید كه خیلی دوست‌تان دارد.

او احساساتش را آزادانه ابراز می‌كند اما در انجام كارهایش شتاب‌زده عمل می‌كند. زندگی كاری‌اش خیلی برای او مهم است. او همیشه به خودش اجازه می‌دهد كه عاشق شود اما عاشق شدن برای او چیزی است كه وقت می‌برد. فردی واقع‌بین است و شخصیتی كاملا قابل اعتماد دارد. محتاط است و اغلب در حسرت آن است كه واقعا خوش‌ باشد و از زندگی لذت ببرد. او همواره ترجیح می‌دهد كار كند. او دوست دارد شریكی را در زندگی انتخاب كند كه زندگی بی‌مسئولیت و پرهیجانی را كه او برای خودش مجاز نمی‌داند، دوست داشته باشد.

5. آهنگ‌های دوره آشنایی

یكــی از ویــژگی‌های رمانتیكی كه یك مرد عاشق می‌تواند داشته باشد این است كه هرازگاهی به آهنگ‌های دوره آشنایی با شما گوش دهد و با گوش دادن به این آهنگ‌ها به دوران خوش گذشته باز‌گردد و از اینكه شما را به عنوان همسر انتخاب كرده خوشحال ‌شود. این ویژگی را تمام خانم‌ها دوست دارند اما به یك نكته باید توجه داشت كه هیچ وقت به همسرتان به دلیل اینكه یك آهنگ خاص و البته قدیمی را خیلی دوست دارد و آن را زیاد گوش می‌دهد شك نكنید این واكنش می‌تواند برای رابطه شما خیلی خطرناك باشد.

عاشق زیبایی است و اگر شما را دوست داشته باشد خیلی وفادار است. اغلب حس مسئولیت‌پذیری‌اش به همراه نیازش به امنیت او را به رابطه‌ای پایبند می‌كند. او می‌‌تواند به دلیل ساده‌اندیشی شما را دیوانه كند. برای‌تان مشكل خواهد بود كه با او به طور كلی در مورد زندگی و آینده صحبت كنید. باید كلمه به كلمه همه چیز را برایش توضیح دهید زیرا او اغلب در استنباط‌هایش دچار مشكل است. ممكن است آنچه را كه می‌گویید بپذیرد و همزمان خودش هم رك و صریح باشد. ملایم، مهربان، دلسوز و بامحبت است. خیلی طول می‌كشد تا او را به خشم بیاورید. بردباری بی‌پایان و آرامش آسان‌گیر او موهبتی است و برای هر كسی كه صلح و صفا را در یك رابطه خواستار است مایه آرامش است.

6. شما را غافلگیر می‌كند

مردها به راحتی می‌توانند همسرشان را غافلگیر ‌كنند اما رایج‌ترین و البته دوست‌داشتنی‌ترین روش غافلگیری خرید هدیه است به خصوص اگر این هدیه مناسبت خاصی هم نداشته باشد اما همین قدر كه نشان می‌دهند دوست دارند بی‌بهانه شما را شاد كنند، نشان عشق و علاقه آنها به شما و به زندگی با شماست. این ویژگی در خیلی از آقایان وجود دارد؛ گاهی با خریدن یك شاخه گل و گاهی با خریدن شیئی كه گمان می‌كنند همسرشان به آن احتیاج دارد و گاهی هم با خریدن چیزی كه شما را به یاد او می‌اندازد. به هر حال او سعی دارد به شما بگوید كه دوست‌تان دارد.

می‌تواند احساساتش را به شكلی پرشور و شدید ابراز كند. از او توقع نداشته باشید كه هرچیزی را آشكارا بیان كند. به ندرت سفره دلش را برای كسی باز می‌كند. تمایل دارد در روابطش وفادار باشد چون امنیت برایش مهم است از جدایی بیزار است و اصلا نمی‌تواند آن را تحمل كند. باید سعی كنید نسبت به او بی‌تفاوت نباشید یا رفتار سردی با او نداشته باشید. دوست داشتن او خیلی آسان است زیرا از خود ملایمت، حساسیت، خلاقیت، زیركی و شجاعت نشان می‌دهد تا رضایت شما را جلب كند.

7. وسایل شما را تعمیر می‌كند

اگر آرامش و آسایش شما برای مردی مهم باشد، دوست ندارد حتی ذره‌ای تحت فشار باشید. او تمام مسئولیت‌های شما را به گردن می‌گیرد یكی از این نشانه‌ها تعمیر وسایل خرابی است كه مدت‌ها در خانه افتاده‌اند و شما هم فراموش كرده‌اید. این نشان می‌دهد او برای كامل كردن زندگی با شما هر كاری كه از دستش ساخته است انجام می‌دهد. در این شرایط توجه كنید اگر او موفق نشد وسیله‌ای را تعمیر كند، هیچ وقت به او سركوفت نزنید و او را تحقیر نكنید.

او غروری دارد كه مثل پوسته تخم‌مرغ ترد و شكننده است. قوی و دارای صفت مردسالاری است. هنگامی كه عصبی و بدعنق است اغلب تشخیص نمی‌دهد كه چقدر باعث ناراحتی و صدمه روحی دیگران كه حساس‌تر هستند می‌شود و هنگامی كه خودش سرحال است توقع دارد همه اطرافیانش آنقدر توجهشان به او و كاری كه انجام می‌دهد معطوف باشد كه همه اهداف و دیدگاه‌های خود را كنار بگذارند و حواس‌شان فقط جمع او باشد. اما اگر واقعا رؤیاهایش را باور كنید او دوستی ثابت‌قدم است و از شما دفاع می‌كند و عملا تا پای جان از شما حمایت خواهد كرد. او یك عاشق عادی و معمولی نیست و شما باید قدر ماجرای عاشقانه او را بدانید.

8. برنامه سفر برای آخر هفته

مردی كه به فكر برنامه‌ریزی برای رفتن به یك سفر در تعطیلات آخر هفته است یعنی علاوه بر اینكه شما را دوست دارد نسبت به شما و عشق شما هم وفادار است و سعی می‌كند این عشق و علاقه كه بین‌تان وجود دارد را گرم‌تر و رابطه‌‌تان را صمیمی‌تر كند. این یكی از آن كارهایی است كه مردها وقتی آن را انجام می‌دهند كه خیلی به فكر شما باشند. در چنین شرایطی یادتان باشد كه حتما پیشنهاد او را بپذیرید چون مطمئنا با شوق و ذوق فراوانی برنامه این سفر را ریخته است و توجه كنید كه هیچ‌وقت سعی نكنید پیشنهاد او را حتی ذره‌ای هم تغییر دهید مثلا به او بگویید كه به جای سفر شمال كاش به باغ پدرت می‌رفتیم!

برای او دنیا بر پایه عشق می‌گردد و عشق برای او چیزی افسانه‌ای است. او عاشق‌پیشه و سخاوتمند است. او واقعا دوست دارد ببخشد و عطا كند اما هرگز این لطف‌ها را بی‌سبب نمی‌كند، در عشق وفادار است و از شما هم توقع دارد كه وفادار باشید. او در قبال صداقت و عشقی كه آنقدر با شدت و حرارت خواهان آن است مراقبت و  حمایت خارق‌العاده‌ای نیز ارائه می‌كند. اگر شما را دوست داشته باشد به خاطرتان مبارزه می‌كند و در نهایت از صداقت و وفاداری دفاع خواهد كرد. كمی دمدمی مزاج است و پندارها و آرمان‌هایش آنقدر بزرگ است كه نمی‌تواند از تضادها و كشمكش‌ها در زندگی‌اش جلوگیری كند.

9. وقتی آشپزی می‌كند

زمانی را تجسم كنید كه خیلی خسته هستید یا كسالتی دارید. یك مرد عاشق در چنین شرایطی به جای اینكه به جان شما غرغر كند و از شما توقع داشته باشد كه برایش غذا آماده كرده و خانه رامرتب كنید به شما می‌گوید عزیزم برو استراحت كن و هنگامی كه شما در حال استراحت كردن هستید مشغول آماده كردن غذای مورد علاقه شما می‌شود. او با این كار سعی دارد از زحمات شما قدردانی كند و نشان می‌دهد كه سلامت شما برایش مهم است. اصولا مردها وقتی آشپزی می‌كنند غذا را با  عشق طبخ كرده‌اند. بهتر است از خوردن اینگونه غذاها لذت ببرید.


او فردی غیرتی، احساساتی، ملایم، دلسوز و البته هم‌درد است. اما او بیش از هر چیز دیگر نیاز دارد كه احساس كند درك شده است. به او اعتماد كنید و از بهترین صفات و خصایل او بهره‌مند شوید. به راحتی عاشق می‌شود. خواسته‌‌های شما برایش بیش از خواسته‌های خودش مهم است. روحی خردمند دارد. قواعد اخلاقی او خاص خودش است بنابراین بهتر است اول دریابید كه این قواعد چه هستند تا بعدا جا نخورید. خشن و خودرای نیست و معمولا حس همدلی شدیدی نسبت به زنان دارد.

10. نان داغ برای صبحانه


مردها اصولا صبح تا شب در بیرون از خانه مشغول كار هستند اما در زمانی كه در منزل هستند می‌توانند كارهای كوچكی را انجام بدهند كه نشانه‌‌ها و نتایج خوبی را همراه دارد. یكی از این كارها خرید نان داغ برای صبحانه است. این كار فقط وقتی انجام می‌شود كه مردی بخواهد رابطه را به گرمی و صمیمیتی كه دارد حفظ كند. اگر همسر شما این ویژگی  را دارد شما واقعا خانم خوشبختی هستید چون این كار او نشان می‌دهد كه علاوه بر اینكه شما را دوست دارد بلكه روش شما را در برقراری رابطه زناشویی‌تان نیز می‌پسندد. این حركت در حقیقت نوعی تایید برای شماست كه باید آن را جدی بگیرید.

او نیاز به محبت، دلبستگی، تایید شدن، احساس اطمینان، عشق، رفاقت و همنشینی دارد و اصلا دوست ندارد كه از او انتقاد شود. به هیچ‌وجه نمی‌تواند سردی روابط را تحمل كند. فوق‌العاده حساس است. زندگی با او خیلی آسان نیست و كمی حسود است و هیچ‌گونه خیانتی را نخواهد بخشید و این بدترین كاری است كه می‌توانید در حقش انجام دهید. دوست دارد او را باور كنید و قبول داشته باشید كه حرف‌هایش منطقی است. در كار جدی است و با كسی شوخی ندارد اما این سختگیری‌اش فقط تا زمانی است كه به اطرافیانش اعتماد می‌كند.

دسته بندي: سرگرمی,روانشناسی,دانستنی ها,جالب,

مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!

  !!!مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح

 

مجموعه بسیار جالب و دیدنی عکس هایی که شرح خاصی ندارند و با دیدن آنها می توانید پی به موضوع و مقصود هر عکس ببرید.
 
مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!
 
مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!
 
مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!
 
مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!
 
مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!
 
مجموعه عکس های دیدنی و بدون شرح !!!

دسته بندي: سرگرمی,گالری عکس,عکس های طنز,کاریکاتور طنز,کاریکاتور مفهومی,عکس های جالب و دیدنی,

طنزهای خواندنی

 یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنیم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟
گفت مرگ بگیری مردشور برده ایکبیری…
الهی به تیر غیب گرفتار بشی…
سرت به سنگ لحد بخوره …
لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!
داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
جا داره از اون دسته دخترانی که با جمله
” همه مردها از یه قماشن “
منو در ردیف ، انیشتن و ابوعلی سینا و رازی و مصدق و اینا  قرار میدن
تشکر ویژه داشته باشم !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
بعضی حرف ها را “نباید زد”
بعضی حرف ها را “نباید خورد”
بیچاره دل چه میکشد میان این “زد” و”خورد”
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
هر زمان لواشک رو گذاشتى گوشه لــُـپـِت و تونستى نَجُوییــش
یَنـى به نفسِت مــُــسَلط شدی
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی
اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش
یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه
به سویچ پورشه یامثلا لامبورگینی یا مرسدس بنز باشه

خیلی اینجوری دوس میدارم!
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن
یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم
و کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه
به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه  !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
یعنی فقط تنها در صورتی بوی ادکلن ماندگاره که بوش بد باشه !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
یادش بخیرچقد اسکل بودم!
نیم ساعت دست به سینه مینشستم تا مبصر اسمم روجزءخوبها بنویسه!
بعدم معلم میومدبدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد!
وچقداسکل تر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستم !
∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞
وقتی با فک و فامیلا اسم فامیل بازی میکنم :
اسم : غلام
فامیل : غلامی
غذا : غلام پلو
میوه : غلام سبز
شغل : غلام فروشی
شهر : غلام رود
کشور : غلامستان
گل : غلام بو خوش
اشیا : غلام پلاستیکی
ماشین : همونی که غلام سوار میشه ! (اسمشو نمیدونم)

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

یک روز آقا پسرا چطور میگذره ؟ (طنز)


۸ صبح: تو رخت خواب…..

9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد23)

۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار (چه لوس...اییییییییییی23)

۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟ (پسرا همیشه شلختن051435)

۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…)

۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …


۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,

یکی از فانتزیام....


یکی از فانتزیام اینه که کنکور اول بشم بعد خبرنگارا بیان بهم حمله کنن سمت من. بعدش تو ازدهام جمعیت محو شم برم پی کار خودم

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام اینه که تو افق پنهان شم
بعد فانتزیایی که میان. تو افق محوشن رو با دمپایی ابری انقد بزنم که
صدای گرگ دربیارن تو افق.......

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فـانـتزیام اینه کــه
کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،
این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم !

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن با سرعت نور و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ،
کلی آدم بیگناه اینجا هست !
.
.
.
توهم در حد سراب های بیابان های ۱۵۰ درجه آمازون …

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ مخاطب خاصم دعوا ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﻟﻬﻢ ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ مخاطب خاصم ﺑﺒﯿﻨﻪ و “ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ”(صدای کفششه!) ﺑﺪﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ … ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و تموم کنم … پسره ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ !!!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦


یکی از فانتزیام اینه که...
تو دانشگاه یکی از استادهام تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم...
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم...
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد...
برو از خدا بترس....

دسته بندي: سرگرمی,یکی از فانتزی هام اینه که...,

بخون و بخند ...!! (طنز)

کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!!

***********************

یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟

***********************

میازار موری که دانه کش است... در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست چیزی صادر نشده می توانید بیازارید...!!!

***********************

تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!!

***********************

جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن...!!!

***********************

تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!

***********************

تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست ...!!!

***********************

بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی...!!!
 

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,جک,

رکورد کسب انواع مدارک دانشگاهی را این پسر شکست ! (+عکس)

در میان دانش آموزان و کودکان همیشه هستند کسانی که هوش بالا و خاصی دارند. این افراد معمولا در میان باهوش ترین دانش آموزان و نابغه ها به حساب می آیند همچنین آن ها خیلی سریع مراتب درسی را طی کرده و در سنین پایین به درجات بالا می رسند. گاهی نیز این افراد خیلی دیر به هوششان پی میبرند اما به نحوی دیگر از آن استفاده می کنند.

رکورد کسب انواع مدارک دانشگاهی را این پسر شکست ! (+عکس)

"ولین کوسوما" مرد 31 ساله ای است که همیشه دوست دارد نامش را به طور کامل به همراه تمامی افتخاراتش یادداشت کند. این فرد به عنوان یکی از نابغه های چین به حساب می آید و تا به حال توانسته 19 مدرک دانشگاهی در رشته های مختلف بدست آورد.


از میان 19 مدرک این مرد می توان به هشت مدرک لیسانس، سه مدرک فوق لیسانس و هشت مدرک دکترا اشاره کرد. شاید به نظر، او تمام زندگی اش را صرف خواندن درس کرده است در حالی که او تنها 13 سال برای کسب همه این مدارک زمان گذاشته است.  


افتخارات او در رشته های مختلف از مدیریت تا مهندسی در رشته های فنی دسته بندی می شود. این تعداد مدرک او به این علت عجیب است که تنها برای گرفتن یکی از مدارک دکترا باید نزدیک به 10 سال درس خواند در حالی که "ولین" به طور متوسط سالانه بیش از یک مدرک دانشگاهی دریافت کرد است.


بنا به گفته "ولین" او از کودکی دارای هوشی بالا بوده است ولی زمانی متوجه این هوش شد که برای اولین بار از دانشگاه فارق التحصیل شد. او می گوید: از دوره جوانی به رشته های مدیریت علاقه داشتم و به همین علت بیشتر در این زمینه درس خوانده ام.


این مرد این روزها با استفاده از یک مدرک لیسانسش کار می کند و بسیاری از مدارک دکترای او تنها در برخی زمینه های خاص کمکش می کنند. او همچنین یک بخش سیستم اطلاعاتی را در یک اداره دولتی در اختیار دارد.

 

دسته بندي: سرگرمی,گالری عکس,عکس های جالب و دیدنی,

اعترافات تکان دهنده بسیار خنده دار ! ( مطالب طنز )

اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم ، کارتون فوتبالیستها رو نشون میداد،منم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای تو کارتون بودم ، میرفتم لباسمو عوض میکردم ،یه لباس خوشگل و شیک میپوشیدم، که وقتی تو دوربین نگاه میکنن،منو ببینن عاشقم بشن!

---------------

اعتراف می کنم دفعه اول که یه بز رو از نزدیک دیدم ، از ترس بهش سلام کردم و بعد فرار کردم!!!

---------------

اعتراف می کنم یه بار اتو کشیدن موهام یک ساعت طول کشید ، چون موهام بلند بودش ، بعد از کلی کیف کردن و احساس رضایت، نگاه کردم دیدم اتوی مو اصلاً توی برق نیست :(

---------------

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانمون می گفت: املاها رو خودتون بنویسید چون من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده...
از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام که امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!

---------------

اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعدش که میومدم گریه میکردم به مامانم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!


---------------
یه بار از محل کارم اومدم بیرون داشتم با رفیقم اس ام اس بازی می کردم ، این رفیقم تکه کلامش کچل بود برام یه شماره فرستاد اومدم جوابشو بدم براش زدم کچل این شماره است تو داری ؟ ولی اشتباهی برای مدیرعامل یکی از شرکت ها که باهاشون کار میکنم فرستادم که اتفاقا کچلم بود!!!

---------------
 
من اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟17 ساله؟نام پدر....؟هستید؟
دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
با تعجب گفت : بله!
آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان...
هنوزم عذاب وجدان دارم!!!

---------------

اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه.
درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه!:|

---------------
 

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باقچه و سیگار خاموش موند تو دستم

---------------

اعتراف می کنم یه با زنگ زدم 700 اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد یه ربع یه پسره جواب داد منم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم: سلام منزل آقای ایرانسل؟

---------------

اعتراف می کنم یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد

---------------

وقتی بچه بودم رفتم به اطلاعات مجتمع خریده الکی اسم خودمو گفتم پیج کنه بعد با صدای دلنشینش اسمم تو مجتمع پخش شد از خوشحالی قند تو دلم آب شده بود انگار بهم تی تاب داده بودن

---------------

اعتراف می کنم کوچیک که بودم تو سالن خونمون وقتی کسی نبود عینهو دیوونه ها شروع می کردم به رقصیدن... بعد یهویی یادم میو مد که خدا داره نگاه می کنه! خجالت می کشیدم می رفتم یه گوشه می نشستم!

---------------

اعتراف میکنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,

طنز های کوتاه

دقت کردین وقتی میرین دکتر
مریض قبل شما ٣ ساعت تو اتاق دکتره
ولی وقتی نوبت شما که میشه دو ثانیه معاینه میشین و میایینبیرون! ؟
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
بالاخره حکمت ” آی سی یو ” رو در بیمارستان دریافتم !
جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : “I See You”
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه عجب دنیایی شده!
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود!!! الان “منفعت” جاشو گرفته
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی‌ئی…
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
دنیا رو می بینی ؟ حرف حرف میاره ، پول پول میاره
خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره !
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
یک ساعته اومدم کلوب و در اتاقمم بستم کخ دارم درس میخونم
الان بابام اومده میگه دخترم داری چیکا میکنی؟
گفتم دارم درس میخونم میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی !
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
هیچی ترسناک تر از این نیس بیای خونه ببینی یکی اتاقتو تمیز کرده
حالا ۲ ساعت باید بشینم فکر کنم ببینم چی قایم کرده بودم و آیا کشف شده یا نه !
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
رو دسته صندلی نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن
پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد کجای دنیایی بابا !
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم
خوردم به آینه!
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،
حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک
تو یخچال جا بدیم
باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!
چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه
تازه شیرینیاتم خوردن !
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺗﻮ اتوبوس ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ
ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!
ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
دختره ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
آهای اونایی که خیلی خودتونو میگیرید
چاه توالت ما هم خیلی وقتا میگیره
گفتم که در جریان باشید نگی نگفتی
¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯–¯
آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن

دسته بندي: سرگرمی,تا حالا دقت کردی؟,

مطالب طنز و خنده دار - سری اول

یه شب می خواستم برم عروسی یکی از دوستام داشتم جلوی آینه خودم صافو صوف میکردم که مامانم اومده میگه انقد به خودت نرس یه وقت عروس تورو با دوماد اشتباه میگیره اونوقت من بدبخت میشم عروسو کجای دلم بذارم هان!!! صدای بچه هاتو چیکار کنم!!! مادر زنتو به چی حواله بدم!! حتما بعدش می خوای بیای اینجا با ما زندگی کنی؟!! خرجتو از کجا بیارم!! اخه بابات باید چه قدر کار کنه !!!! اصلا تو غلط میکنی می خوای بری عروسی بیا برو فرشارو بشور!!!!!!!!
به خدا بعده عمری عروسی خواستم برما!!
حالا خداییش از دخترای خوب کسی قصده ازدواج نداره؟؟

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 پارسال رفته بودیم تفریح بیرون بچه ها هم مشغول بازی بودن خواهر زادم که 3 سالش بود یهو گفت بچه ها بیاین سوسک پیدا کردم همه بچه ها دوان دوان رفتن سوسکو ببینن....
یه هویی گفت سوسکو بکشم؟؟؟
برادر زادم که 4 سالش بود گفت نه گناه داره آخه اونم مثل تو یه حیوونه...
مارو میگی مردیم از خنده...

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

 

 

رفتم مغازه موبایل فروشی به طرف میگم گوشی میخوام که حدودا400تومنی بشه یه گوشی اورده نگاه کردم دیدم خوبه گفتم همینو میخوام بعد اماده کرده بهم داده فاکتورش و نگاه کردم دیدم نوشته 670تومن.بهش میگم اقا این که 670تومنه میگه خوب اشکال نداره مابقی شو تو2تا قسط بده.میگم نمیخوام میگه خوب 5تا قسط بده

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷـﻢ ﻣﯿﮕﻢ : ﮐـﻼﻏﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺒـﺮ آﻭﺭﺩﻩ ﮐـﻪ
ﺳﯿﮕـﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕــﻪ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺯﻧـﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧـﯽ ﺑﺎ
ﭘﺮﻧـﺪﻩ ﻫﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨـﯽ؟
 

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

یکی از کارایی که دوست دارم بکنم اینه که تو عروسی اقوام یهو داد بزنم:
"به افتخار دوس دختر ای داماد "!

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

شما یادتون نمیاد
اون موقع ها کرم حلزون نبود که شبا بمالیم به صورتمون صبح بیدار که شدیم باورمون نشه
اون موقع ها خیارو پوست میگرفتیم خودشو میخوردیم پوستشو میذاشتیم رو صورتمون از کرم حلزون هم بهتر بود

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ
ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ :
" ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ".
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ :
"ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ "!
ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ. ﺁﺧﺮﯾﻦ
ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :
" ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ"!

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

بابام صلاح ما رو میخواد...واسه جهنم میخواد ما رو اماده کنه........واسه همین کولر رو روشن نمیکنه

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

عاقاااا یه سوال!!
شما میدونید فرق بین باطری و باتری چیه؟؟؟؟
یعنی من الان از کجا بدونم مال
ماشینمون باطری هستش یا باتری!!!

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

مامانم میگه 25 سالت شده نمی‌خوای سر و سامون بگیری
میگم یعنی‌ زن بگیرم؟
میگه پـَـ نـَـ پـَـ ۱۲ ساعت کمه ۲۴ ساعته برو تو اینترنت باعث افتخار ما و فامیل شو

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

اصن لذتی كه تو برداشتن متمادی دستمال كاغذی از تو ساندویچی هست تو خوردن یه بندری دونونه مجانی نیست

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

یادش بخیر
بچه که بودم میخواستم مثه سوباسا شم!
نه اینکه استعداد نداشته باشمااا..نه
امکانات نبود..ما به مرگ آرزوهامون عادت کردیم.
 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

" فرق ما با نسل جدید "
اون چیه که بدون اون نمیشه زندگی کرد ، اما دیده نمیشود ؟
جواب ما : هوا
جواب نسل جدید : وایرلس

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)  

دخترا و پسرای گل خاهشا یعنی من التماس میکنم یعنی به پاتون میفتم دیگه
با خانواده دعوا نکنین ما به اندازه کافی تو این مملکت خواننده داریم
زندگیتو بکن دیگه. والله.

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

دیروز سر چهار راه یه نفر اومد گفت:عاغا عاغا گل نمیخوای؟
منم مثل فیلما دست کردم توجیبم مث چیز یه پنج تومنی دادم گفتم همشو بده
یارو گفت:ببخشید عاغا دونه ای چهارتومنهه!
من بعد از ضایع شدن
مردم اطراف پس از گاز زدن درو دیفار
لایک وای چه آدمه پولداری هستی تو

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

خوشم میاد تو تقویممون از روز جهانی بیابان زدایی گرفته تا روز جهانی توالت داریم،ولی روز پسر نداریم؛یعنی آدم امید به زندگی در درونش فوران میکنه

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

عاشق اون دسته از پسرا هستم که :
به یه دختری میگن :
کسی اذییتت کرد به خودم بگو !
دختره هم میگه :
عزیزم یکی اذیتم کرده و فحشم داده !
پسره میگه :
ولشون کن گلم، مریضن !!!
خولامصبا شما که حوصله ندارین چرا الکی میگین!؟

 

مطالب طنز فقط محض خنده !! (40)

 

وصـیـت کـردم هـرکـی تـو مـراسـم خـتـمـم گـفـت : "خـدا بـیـامـرزدش ، راحـت شـد"بـا لـبـه ی سـیـنـی حـلـوا چـنـان بـکـوبـن تـو دهـنـش تـا اونـم راحـت شـه بـیـاد پـیـش مـن !!!
والا جـای مـن اظـهـار نـظـر میـکـنـه

دسته بندي: سرگرمی,مطالب طنز,

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد